<!-- Pramāṇa, a library of Indian primary sources · https://indike.org/pramana/in.darkages.east.tarikh-i-shah-shujai.2.7 -->

[Pramāṇa](https://indike.org/pramana/) › [Indian literature](https://indike.org/pramana/in) › [Dark Ages](https://indike.org/pramana/in.darkages) › [Bengal, Orissa and the North-East](https://indike.org/pramana/in.darkages.east) › [The History of Shāh Shujāʿ](https://indike.org/pramana/in.darkages.east.tarikh-i-shah-shujai) › 2.7

# The History of Shāh Shujāʿ 2.7

Tārīkh-i Shāh Shujāʿī 2.7

- **Language:** Persian

### [2.7.1](https://indike.org/pramana/in.darkages.east.tarikh-i-shah-shujai.2.7.1)

امام قلی خان و ندر محمد خان پسران دین محمد خان مشهور بهیتیم سلطان، نسب اینها به جاجم خان والی اورگنج میرسد. اسکندر خان پدر عبدالله خان دختر خود را که از والدهآ عبدالله خان بود بهیار محمد خان جد یتیم خان نسبت کرده بود و در زمان عبدالله خان و عبدالمؤمن خان حکومت تون و قاین از مضافات خراسان داشت. چون عبدالمؤمن خان که به نیرنگی از اوزبکان که در کمال نفرین خمیده قدان جور کشیده گشاد یافته بود به جانب ملک فنا ترکتاز نمود. یتیم خان خبر فوت عبدالمؤمن خان شنیده از جایی که بوده آمده هرات را متصرف گشت و دم از ملک گیری زد. شاه عباس از این حال آگاه گشته لشکر قزلباش و غیره، ایلات ایران ترتیب داده، به عزم پیکار اوزبک به خراسان رسید و بین الفریقین جنگی شدید رویداد و شکست بر اوزبک افتاد. یتیم خان بهقتل رسید و بهقول جمعی زنده از نبردگاه برآمده در میانهآ احشامات آن حدود درافتاد. نخست سلوک پسندیده کرده بعد از  شناخت از بیم آنکه او انتقام کشد از هم گذرانیدند و باقی محمد خان و ولی محمد خان برادران یتیم خان از آن مهلکه برآمده با هزاران قافلهآ سراسیمگی و یاس به بخارا رسیدند و بعد از چندی به صوابدید عظمای اوزبکیه باقی محمد خان، والی مملکت ماوراءالنهر گردید و بعد از اندک مدتی به موجب عادت مستمرهآ روزگار رخت هستی بهسرمنزل نیستی کشید و بعد از او ولی محمد خان مسندنشین آن منصب عالی گشت. چون اوضاع ناهنجاری داشت آخر کار رؤسای آن قوم که خواجه ابوالهاشم دهبیدی و محمد باقی قلماق و یلنگتوش بی از آن جمله بودند به سمرقند سکه و خطبه بهنام امام قلی خان ولد یتیم خان مقرر ساخته او را بهبلخ که مقر او بود طلب نمودند.

### [2.7.2](https://indike.org/pramana/in.darkages.east.tarikh-i-shah-shujai.2.7.2)

ولی محمد خان در بخارا از این سانحه مطلع گشته لشکری فراهم آورده به استقبال برادرزاده متوجه گردید. چون به قتلمش که از توابع بدخشان است، رسید امام قلی خان نیز پرتو وصول بر ان سرزمین انداخت. در این ضمن همراهیان ولی محمد خان از کور نمکحرامی و زرپرستی چشم کوتاه بین از حقوق ولی نعمت قدیم پوشیده و روزگار ناکامی صاحب را هنگام کامروایی خود دانسته فوج فوج جدا شده بهامام قلی خان پیوستند. اگرچه از کردار و اطوار ولی محمد خان دلها آزرده بود و خاطرها افسرده لیکن در این وقت تنگ که آزمونگاه جوانمردان حقیقت بین است مبایستی یکبارگی ولی نعمت دیرین خود را از دست داده تیغ بر روی او کشید. ولی محمد خان چون جمال خان را بهاین رنگ مشاهده نمود قرار فرار داده، نیم شبان به حالی که در ظهورش پیدایی تمام بود وارد بخارا گردید و آنجا نیز امکان توقف نیافته برآمد و آی خانم کوچ خود را در قلعهآ چهارجوی که بر کنار جیحون واقع است گذاشته، خود را با رستم سلطان پسر کلان خود از راه مرو بهمشهد مقدس رفت و از آنجا بهاستدعای کومک نزد شاه عباس والی (ایران) بهاصفهان شتافت و امام قلی خان از فرار او خبر یافته ندر محمد خان را به تعاقب او تعیین نمود و خود  بهصوب سمرقند شتافت و ندر محمد خان تا آب جیحون تعاقب نمود. چون دانست که بهاو نمیرسد آی خانم مذکور را که حاکم چهارجوی بهاو سپرده بود گرفته به بخارا آمد و خانم مذکور را در آنجا گذاشته خود به سمرقند رفت و ملک را هردو برادر قسمت کرده متصرف گشتند. خانی و سکه و خطبه بر امام قلی خان مقرر شد و سمرقند و بخارا و مضافات آن بر او قرار گرفت و بلخ و بدخشان بهندر محمتد خان رسید.

### [2.7.3](https://indike.org/pramana/in.darkages.east.tarikh-i-shah-shujai.2.7.3)

امام قلی خان پردگیان حرم عم خود را دیده آی خانم دختر عیدالله سلطان برادر خورد عبدالله خان را که نخست در عقد عبدالمؤمن خان و بعد از آن در نکاح باقی خان و بعد از آن در حبالهٔ‌ ولی محمد خان درآمده بود و در اوزبکیه بهخوشرویی و یمن قدم شهرت داشت بهعقد خویش دراورد و از بیباکی و ناپرهیزکاری، زوجهآ غیرمطلقهٔ‌ عم زنده خود را که در هیچ دینی و آیینی درست نیست متصرف گشت و شاه عباس صفوی اگرچه مقدم او را با اعزاز و اکرام تلقی نموده لوازم مهمانداری به تقدیم رسانید، اما بهدادن کومک و دیگر مراتب اعانت و امداد همراهی نکرد. آخر مایوس شده و از شاه عباس مرخص گردیده و بهسبب نوشتجاتی که از امرای نفاقآرای اوزبکیه بهاو رسیده بود از گونه شاه گونه رخصت گرفته متوجه ماوراءالنهر گردید و مدت آمد و شد بهشش ماه کشید و در سه فرسنگی سمرقند میانهآ عم و برادرزاده جنگی شدید واقع شده شکست بر ولی محمد خان افتاد و در گریز بهدست یکی از لشکریان امام قلی خان اسیر شد و به حکم برادرزاده بهقتل رسید و سلطنت ماوراءالنهر به استقلال بر امام قلی خان قرار یافت و حکومت بلخ و بدخشان بهندر محمد خان مرجوع گشت. جمیع محصول ممالک ماوراءالنهر به آن هردو برادر کلاه تعظیم کج نهاده دم از پادشاهی میزنند.

---
Source: [https://indike.org/pramana/in.darkages.east.tarikh-i-shah-shujai.2.7](https://indike.org/pramana/in.darkages.east.tarikh-i-shah-shujai.2.7) · Pramāṇa
