<!-- Pramāṇa, a library of Indian primary sources · https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.26 -->

[Pramāṇa](https://indike.org/pramana/) › [Indian literature](https://indike.org/pramana/in) › [Dark Ages](https://indike.org/pramana/in.darkages) › [Sufis](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi) › [Akhbar al-akhyar](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar) › 26

# Akhbar al-akhyar 26

Akhbār al-akhyār 26

- **Language:** Persian

### [26](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.26)

حرف نخست ابجد ایجاد ذات اوست کان حرف کاتب ازلاصل أسطوریافت  فرقان وصف اوست که تورات کردطی انجیل در نوشته زبر بر زبور یافت عقل از کمال اوست چو ازآفتاب چشم نزدیک خیره رو نتواند زدور یافت و همچنانکه شکر و سپاس خالق موجودات از حیطهآ امکان واحاطهآ انسان بیرون است، مدح و ثنای سید کائنات از مجال شرح و بیان افزون. هرچه جز مرتبهآ احدیت متعین است، حقیقت محمدیه آن را معین است و آنچه جز مرتبهآ ذات ابد1 مبهم، صفات احمد آن را مبین2 و هرچه از انوار علوی و سفلی ظاهر است، همه از پرتو نور آن اجل مظاهراست، پس در حقیقت تقصیر ازادراک صفات حق عین عجز از کنه ذات آن کامل مطلق بود: حق را به چشم اگرچه ندیدند لیکنش از دیدن جمال محمد شناختند او را به چشم دیده و نشناختند از آن کز صورتش غشاوهآ معنیش ساختند او ندای ما عبدناک3 از ذات واجب الوجود برآرد، دیگران صدای ما عرفناک4 نسبت به آن مقصود و مقصد هرموجود او. «لا احصی ثناء علیک انت کما اثنیت علی نفسک5 گوید، دیگران «لا نستطیع صلوة علیک من ریک16 گویند: خیرالوری امام رسل مظهر اتم او از خدا و هرچه جز او منتشی از او او جان جمله عالم وحق جان جان شمار حق را به غیر واسطهآ ذات او مجو حق در ازل برابر آیینهآ وجود آیینهآ حقیقتش آورد رو برو آیینه را مقابل آیینه چون نهند اینجا لطیفهای است اگر بشنوی نکو از اول آنچه در دوم افتد، بود بعکس گردد درست باز از این چون فتد در او نقش وجود راست نشیند به این طریق بشناس این دقیقه مزن دم به گفتگو در اول باعث خلقت عالم است و در آخر واسطهآ هدایت بنی آدم، در باطن مربی ارواح و در ظاهر متمم اشباح، کاسر ارکان ادیان و دول، ناسخ احکام ملل ونحل، فص خاتم وجود، نقش فص معرفت و شهود، مقصود معتکفان، مقصورهآ افلاک،  مقصد سالکان، مطموره1آ خاک، متمم مکارم اخلاق، مکمل کاملان آفاق، حاجز منزلین وجود و عدم، برزخ بحرین حدوث و قدم، جامع نسخه امکان و وجوب، موجب ربط طالب ومطلوب، عزیز مصر صمدیت، ملک مملکت احدیت، مظهر حقیقت فردانیت، مظهر صورت رحمانیت، سر مکتوم غیب لاهوت، طلسم معلوم گنج جبروت، مروح ارواح ملکوتیه، مزین اشباح ناسوتیه، بدایت حفظ ولایت، نهایت دایرهآ نبوت، مظهر اتم، رحمت اعم، عقل اول، ترجمان ازل، نور انوار، سر اسرار، هادی سبل، سید رسل، نور اسنی، سرآبهی، حبیب اعلی، صفی اصفی، محمد مصطفی، صلی الله علیه وسلم: شاه رسل شفیع امم خواجهآ دوکون نور هدی حبیب خدا سید انام مقصود ذات اوست دگرها همه طفیل منظور نور اوست دگر جملگی2 ظلام هررتبه یی که بود در امکان بر اوست ختم هر نعمتی که داشت خدا شد بر او تمام برداشت از طبیعت امکان قدم که آن آسری بعبده است من المسجد الحرام تا عرصهآ وجوب که اقصای عالم است کانجانه جاستنی3 جهت ونینشاننهنام سری است بس شگرف دراینجا مپیچهان از آشنای عالم جان پرس از این مقام4 رسول کریم نبی نبیه رفیع شفیع عزیز وجیه5 بشیر نذیر سراج منیر رحیم فخیم عظیم خطیر6 رضی وصی تقی نقی7 سخی بهی علی ملی8  عطوف رؤوف کریم رحیم علیم حلیم سلیم کلیم1 خسف القمر بجماله2 عجز البشر بکماله3 نطق الحجر لجماله صلوا علیه وسلموا4 ملا الخلأ بخیره خرق السماء بسیره5 ما ساغ ذاک لغیره صلوا علیه و سلموا6 شرق المکان بنوره سر الزمان بشوره7 نسخ الملل بظهوره صلوا علیه و سلموا8 کشف الشبه ببیانه رفع العلی بمکانه9 آکرم برفعته شأنه صلوا علیه وسلموا18 فلتهدوا لشریعته ثم اقتدوا الطریقته11 فتحققوا بحقیقته صلوا عبلیه وسلموا12 «اللهم صل علی محمد وعلی آل محمد و اصحابه» بر این قیاس کمالات آل کامل الاحوال وصفات اصحاب وافرالنصابش وانواع نعم واصناف احسان این ائمهآ اهل  کرم بیرون از حصر و احصاست و خارج از حیطه1آ استیفا و استقصا، همهآ انهار آن2 دریا و اقمار آن بیضایند. هر فیضی که ورود یافت و هر نوری که در دین تافت، به وساطت ایشان است. هر نهری را آبی دیگر و هر قمری را تابی دیگر و هر یک از کتاب فضل را فصلی دیگر و بابی دیگر است. یکی به صدق و سداد موصوف و دیگری به عدل و داد معروف، یکی به سجیهآ حیا موسوم و دیگری به علم بیانتها معلوم، خلافت نامهآ خاتم نبوت، چون به مهر خاتم ولایت رسید تمام شد و دور خلافت به اختتام کشید. اصحاب پیمبر همه مستغرق نورند در شعشعهآ ذات چه از دور و چه نزدیک ای در ره ظلمات ضلالت شده حیران بی نور هدایت مرو اندر شب تاریک خوش راه غریبی است عجب مشکل وآسان چون جسر صراطاست بسی روشن وباریک

- [Previous: 25](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.25)
- [Next: 27](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.27)

---
Source: [https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.26](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.26) · Pramāṇa
