<!-- Pramāṇa, a library of Indian primary sources · https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.280 -->

[Pramāṇa](https://indike.org/pramana/) › [Indian literature](https://indike.org/pramana/in) › [Dark Ages](https://indike.org/pramana/in.darkages) › [Sufis](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi) › [Akhbar al-akhyar](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar) › 280

# Akhbar al-akhyar 280

Akhbār al-akhyār 280

- **Language:** Persian

### [280](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.280)

به غایت بزرگ بود و کامل بود و از اوستادان9 شیخ نظامالدین بود. در خیرالمجالس مینویسد که شیخ نظامالدین، قدوری پیش مولانا علاءالدین تمام کرد. مولانا10 فرمود: شیخ نظامالدین بعد از این دستار ببند. خدمت شیخ سه چهار  گزی میبست، دستار میسر نبود، و قصه به تمام در ذکر خواجه علی مذکور شد. در فوایدالفواد میگوید: مولانا علاءالدین کودک بود. در کوچهای از کوچههای بدایون می گذشت. شیخ جلالالدین تبریزی را -قدس سره - نظر بر وی افتاد. او را بخواند جامه1آ خود که پوشیده بود، او را پوشانید. آن همهآ اوصاف و اخلاق او از برکت آن بود. آوردهاند که او را کنیزکی بود نو برده، مگرآن کنیزک میگریست. مولانا پرسید که چرا میگریی؟ گفت: پسری دارم، از او جدا افتادهام. مولانا او را از خانه بیرون برد و بر سر راه مواسی که2 از آنجا بود بگذاشت. در فوایدالفواد میگوید که خواجه - ذکر3 الله بالخیر - چون بر این حرف رسید، چشم پر آب کرد و فرمود که علمای ظاهراین معنی را منکر باشند. اما توان دانست که او چه کرد. قبر او در بدایون است. یزار و یتبرک به . در خیرالمجالس میگوید که شیخ نصیرالدین محمود میفرمود که علاءالدین اصولی هرگز از کسی چیزی قبول نکردی، مگر آنکه وقت حاجت کسی چیزی آوردی، قدر حاجت از وی بستدی. وقتی خدمت مولانا را فاقه بود.4 مولانا5 نشسته کنجاره میخورد و در این اثنا مزین درآمد. مولانا علاءالدین اصولی - علیه الرحمة والغفران - نخواست6 که مزین بر فقراو اطلاع یابد7 کنجاره میان دستار پنهان کرد. مزین محاسن راست کرد. مولانا دستار فرود آورد تا محلوق شود و8 کنجاره بر زمین افتاد.9 روزی آن مزین قصه را10 با یکی از بزرگان عصر درمیان نهاد، و آن بزرگ چندین من مایده و چند سبوی روغن و هزار جیتل به خدمت مولانا فرستاد. مولانا آن را قبول نکرد و بازگردانید. بعد از آن مزین را به خود طلبید و ملامت کرد و گفت تو بار دیگر بر من نیایی. بعده آن مزین مردم را به شفاعت آورد و شرط کرد که بعد از این سر درویشان فاش نکند11 تا بار دیگر او را به خود راه داد،  از صدور افاضل روزگار بود. در زمان خود به فضل و علم ممتاز شیخ نظامالدین در اوان تعلیم2 پیش او تلمذ کرده بود و مقامات حریری را یاد گرفته و اکثر علمای شهر شاگرد او بودهاند. شیخ نظامالدین میفرماید: چون من سبق ناغه میکردم و روز دیگر پیش او میرفتم، می فرمود:

- [Previous: 279](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.279)
- [Next: 281](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.281)

---
Source: [https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.280](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.280) · Pramāṇa
