<!-- Pramāṇa, a library of Indian primary sources · https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.401 -->

[Pramāṇa](https://indike.org/pramana/) › [Indian literature](https://indike.org/pramana/in) › [Dark Ages](https://indike.org/pramana/in.darkages) › [Sufis](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi) › [Akhbar al-akhyar](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar) › 401

# Akhbar al-akhyar 401

Akhbār al-akhyār 401

- **Language:** Persian

### [401](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.401)

ابن یحیی المنیری. وی از مشاهیر مشایخ هندوستان است. چه احتیاج که کسی ذکر مناقب او کند. او را تصانیف عالی است، از جمله تصانیف او مکتوبات7 مشهورتر و لطیف ترین تصانیف8 اوست. بسیاری از آداب طریقت و اسرار حقیقت  در آنجا اندراج یافته. ملفوظات او را نیز یکی از معتقدان او جمع کرده، اما1 لطافت مکتوبات او بیشتر است. گویند که بر آدابالمریدین نیز شرحی دارد. وی مرید خواجه نجیبالدین فردوسی است. گویند. که شیخ شرفالدین به شوق بندگی شیخ نظامالدین اولیا به دهلی آمد. قضا را پیش از آنکه او به دهلی برسد، شیخ نظامالدین2 به ریاض رضوان خرامیده بود. شیخ نجیبالدین فردوسی در آنجا بود. چون به ملازمت او رسید، فرمود: درویش سالهاست که منتظر تو نشستهام،3 امانتی دارم که به تو سپردنی است. مرید شد و نعمتی که برای او نهاده بودند، بگرفت، به وطن اصلی خود رجوع کرد. گویند که وی را چند سال در بیابانی که در راه آگره و دهلی4 واقع است توقفی واقع شد. هم در بیابان میبود و عبادت میکرد. بعد از سالها به وطن اصلی5 رسید. قبر او در شهر بهار است و منیر، قریهای است از بهار. -رحمةالله علیه - رسالهای فارسی است که کسی6 در بیان چهارده خانواده نوشته، والله اعلم بحالها.7 در آنجا مینویسد که ابتدای فردوس از سهرورد است. شیخ نجمالدین کبری فردوسی و شیخ علاءالدین طوسی هر دو قریب یکدیگر بودهاند. در8 مجاهده و ریاضت به سر حد کمال رسیده. بعد یک هفته افطار میکردند و9 هم به گیاه جنگلی و10 نان جوین بود. هر دو بزرگوار به خدمت شیخ ضیاءالدین ابوالنجیب سهروردی آمدند و گفتند: عمر بسر آمد و کار برنیامد. ریاضت و مجاهده بسیار کشیدیم، اما هیچ روی مقصود ندیدیم. شیخ ابوالنجیب فرمود: برادران! ما نیز بدین داغ مبتلاییم، سبیل آن است که مرید شویم. هر سه بزرگ به خدمت شیخ وجیهالدین ابوحفص11 بن عمر بن عمویه آمدند. شیخ وجیهالدین بعد از مدتی به شیخ ضیاءالدین و شیخ علاءالدین خلافت داده وداع کرد. شیخ نجم الدین کبری  را به شیخ ابوالنجیب سپرد کرد، گفت: این را برخود گیرید. بعد از هفتم ماه شیخ ابوالنجیب به شیخ نجمالدین خلافت داد و گفت شما مشایخ فردوسید. از آن روز باز فردوسیان پیدا آمدند - رحمة الله علیهم اجمعین - شیخ شرفالدین را ورای مجموعه مکتوبات که مشهور است، مکتوبات دیگر است که به جانب شیخ مظفر بلخی که مرید و خلیفه و صاحب سرست،1 نوشته است. آوردهاند که در مدت بیست و پنج سال که شیخ مظفر2 از واقعات و معاملات و حالات3 خود که در سلوک روی مینمودند4 به خدمت شیخ عرایض میفرستاد. شیخ آن را جواب مینوشت و5 در ذیل بعضی مکتوبات، مسطور بود که مکتوبات من همه حل مشکلات و معاملات آن برادر است. باید که کسی را ننماید که موجب افشای سر ربوبیت گردد. بنابر آن هر بار که مریدان التماس میکردند که مکتوبات عطا شود تا انتساخ کنیم و مستفید گردیم، به 6 سبب محافظت وصیت شیخ و اخفای اسرار الهی به کس نمینمود. مهرکرده ارسال میداشت. ناقل این حکایت گوید7 که آن، موازنهآ دویست مکتوب زیاده بود که به هنگام رحلت، شیخ مظفر8 مرحوم وصیت کرد که درون کفن من بنهید. سبب وفای وصیت او جمله درکفن نهاده شد تا اسرار9 این بزرگوار پوشیده ماند. یک ملطفه مختصر به10 میان خریطه مانده بود به خط شیخ الاسلام، این چند مکتوب ازآن نقل کرده شد تا خواننده11 و شنونده را سبب نفع دین گردد. انتهی. و ما از هر چه12 نکته که مناسب حال طالبان و سالکان باشد، انتخاب نمودیم. مگردو سه مکتوب که شاید به تمام نقل کرده شده13 باشد. مکتوب: له الحمد دایما:

- [Previous: 400](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.400)
- [Next: 402](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.402)

---
Source: [https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.401](https://indike.org/pramana/in.darkages.sufi.akhbar-al-akhyar.401) · Pramāṇa
