Pramāṇa · Search · About · API

Firishta's History (Gulshan-i Ibrāhīmī) 233.113

Tārīkh-i Firishta 233.113

Language
Persian

233.113

شاهزاده، که به تندی مزاج موصوف بود، بیش از آن تاب نیاورده یکی از سلاحداران پادشاهی را در خفیه طلبیده گفت که «هرگاه دستورالملک از دیوانخانه برآید او راکشته مردم خود را به مردم من برسان که در محافظت تو تقصیر نخواهند کرد و آن سلاحدار چون از او آزرده خاطر بود در همان روز، به بهانهآ عرض حال، پیش رفته به یک زخم خنجر کار او ساخت و مردم همایونشاه، که در آنجا حاضر بودند، حسب الاشاره حمایت او کرده نگذاشتند که آسیبی به وی رسد و در درگاه پادشاهی غوغا بلند شد. همایونشاه که پیش پدر نشسته بود، به موجب حکم، جهت تفتیش حال بیرون آمد و معامله را به خاطر آورده به عرض رسانید که «فلان سلاحدار که خد متکار قدیم است و حقوق خدمت بسیار دارد دستورالملک را که به احوال او نمی پرداخت و مع هذا امروز دشنام و فحش نیز میداد او به تنگ آمده بکشت و سپاهیان من که در آنجا حاضر بودند او را گرفته نگاه داشتهاند در این باب چه حکم است؟» سلطان در اوایل چون به کشتن کسی حکم نمی فرمود و از طرز