Firishta's History (Gulshan-i Ibrāhīmī) 59.1
Tārīkh-i Firishta 59.1
- Language
- Persian
59.1
منصب وزارت به ملک غیاثالدین بلبن، که بنده و داماد پدر او بود، مقرر فرموده [او را به خطاب خان اعظم الغ خان سرافراز ساخت و چتر و دورباش داده تمام کار مملکت را به رای رزین او حواله گردانید و پسر عم خان اعظم شیرخان را]2 خطاب خان معظم فرموده حاکم پنجاب و ملتان و بطنیر3 و تبرهنده ساخت و در مقابل سپاه مغول که در غزنین و کابل و قندهار و بلخ و هرات میبودند نگاهداشت و حصار بطنیر و تبرهنده4 عمارت کردهآ شیرخان است. [گویند]5 که سلطان ناصرالدین در وقت تفویض مهمات، به الغ خان گفت «که من تو را6 نایب خود کردم و اختیار امور سلطنت به دست تو دادم. کاری نکنی که در حضرت بی نیاز از جواب 8آن درمانی و خود را خجل و شرمسار گردانی.» الغ خان آن چنان قواعد نیابت و ملکداری را اساس نهاد که جمیع امور ملکی به قبضهآ او درآمده هیچ یک را یارای تصرف درکار مملکت نماند. و در ماه رجب سال جلوس سلطان ناصرالدین به استصواب خان اعظم، الغ خان لشکر به جانب ملتان 7کشید و در غرهآ ماه ذیقعده از آب لاهورگذشته چون به کنار آب سودره8 رسید، توقف کرده، خان اعظم را سرلشکر ساخت و به جانب کوه جود و اطراف آب سند فرستاد [123] و خان اعظم