Firishta's History (Gulshan-i Ibrāhīmī) 98.1
Tārīkh-i Firishta 98.1
- Language
- Persian
98.1
# قدح چون دور من آید به نزدیکان مجلس ده مرا بگذار تا حیران بمانم چشم ساقی را # اگر ساقی تو خواهی بود ما را که می گوید که می خوردن حرام است این بگفت و پیاله نوش فرمود و امرا و ملوک نیز در منازل خویش بزمها ساخته مستغرق لهو و طرب شدند. روز دیگر سلطان از آنجاکوچ کرد و، منزل به منزل، مجلس4 جشن ساخته، داد عیش و طرب میداد تا به دهلی رسید و در قصر کیلوکهری فرود آمده اهل شهر از آمدن سلطان شادی ها کردند و جشنها نمودند و قبهها بستند و سلطان شیوهآ نامرضیهآ عالم جوانی و هواپرستی از دست نگذاشته همچنان در شرب و اختلاط گل عذاران افراط مینمود و مردم بی باکی را شعار خود ساخته در هر محله، علانیه شراب میکشیدند و صحبت میداشتند. و غم و اندوه از دل خلایق برخاسته، شاهد غفلت ملک عقل را تسخیر کرد و چون چندی بر این برآمد، سلطان بیمار شد و از کثرت جماع و مداومت شراب ضعیف و نزار گردید.