The Book of Akbar 6.215
Akbarnāma 6.215
- Language
- Persian
6.215
ساقیان دست بجام می بیغش کردند خضررا تشنهآ این چشمهآ اتش گردند # این چه می بود که ساقی بقدح ریخت فرو که مسیح وخضرازرشک کشاکش کردند مطربان دستانسرا و مغنیان جادونوا سازهای گوناگون نواختن بنیاد زهادند، و پردههای رنگارنگ ساختن آغاز نمودند، چنگیان دست برشتهآ مقصود درزدند، عودنوازان غمهای جهانرا گوشمال دادند، قانونیان از زلف مراد تار بربستند، ناییان گرم نفس نفسهای راستآهنگ برکشیدند، غچکیان دلهارا بزلف مطلوب درآویختند، دائرهدستان آینهآ اقبال در پیش رو نهادند، ظریفان شگرف از رنگآمیزی ظرافت نکته سجنان سحرپردازرا زبان سخن آفرین بستند، ندیمان نادرهحرف در بذله گوئی لبهای مجلسیانرا در قهقههآ شوق درآوردند، سپهسالاران جهانگشای و سرداران صفآرای فوج فوج تسلیم مبارکبادی بتقدیم رسانیدند، و طوایف اعاظم واهالی وافاضل وموالی مراسم تهنیت و تعظیم بجای آوردند، و دانشمنشان اسکندرپسند و اصطرلابدانان رصدبند که علی الدوام از همنشینان محفل نهانی و همرازان اسرار آسمانی بودند زایچهآ طالع مولود ولادت مسعودرا مرآت ضمیر اشراق پذیر ساخته از نظرات کواکب و اتصالات کلی و تفاصیل احکام وعواقب آثار از طول بقا وعلو ارتقا بر مدارج سلطنت و معارج خلافت چنانچه رقمی از آن جداول بر صفحهآ اجمال کشیده میآید معروض داشتند.