Pramāṇa · Search · About · API

The Book of Shāh ʿĀlam (Shāh ʿĀlamnāma)

Shah ʿAlamnama

History of Shāh ʿĀlam II's reign.

Language
Persian
Date
1806–1812 CE
Author
Ghulām ʿAlī Khān Naqavī
Extent
321 passages, 25,413 words
Text
complete digital text
Source
openiti · OpenITI corpus (CC BY-NC-SA 4.0 unless the text's metadata says otherwise)

Contents

Text

2

که هنوز هم آن گمراه تیره روز با وصف چنین حرکتها که موجب ویرانی

3

عالم و خرابی امور سلطنت بعمل آورده پیوسته در صدد آنست که بالکلیه

4

انتظام خلافت برهم خورد وارکان دین و دولت از پا افتد - لاجرم همت

5

بانمد بادشاه ارجمند بار دیگر مصروف معرکه آرائی به تسخیر عظیم آباد

6

گشت - تا بران مملکت تصرف یافته مکافات عمل هر تیره رای سرکش

7

بوقوع آید - و پنبهآ غفلت از گوش هوش آنها برآید - از مقام ریوان مکند پور فیین

8

نهضت رایات عالیات بآنسمت گردید * و در باب حاضر شدن جان

9

نجیب الدوله بهادر که دولت خواه واقعی ایندولت ابد قرین و از ابتدا

10

باستحکام امور خلافت بدل و جان مصروف گشته بود - بمضمون اینکه چون

11

افواج دکهن باین دولت خواه آویزش و کاوش نموده کار برو تنگ ساخته

12

اند - واستیصال اینها لازم همت والا نهمت ما بدولت است - باتفاق

13

خود این کفرهٔ‌ اهل بغی وطغیان را ازین مملکت اخراج بایه کرد - ققلله

14

و برای شجاع الدوله بهادر منشور لامع النور عز اصدار یافت - که خود ر

15

بسرعت تمامتر درآنجا رسانند و اهل طغیانرا بدر سازند - وعلی داالقیاس 5ه

16

بنام دیگر سرداران افاغنه مثل حافظ الملک حافظ رحمتخان و احمد خان

17

بهادر حسب الحکم [و] مناشیر مبنی بر تقید و تاکید بر(1) شمول آنها زیب

18

ارقام یافت - که از قرب وجوار افواج دریا امواج فراهم آورده در استیصال

19

این قوم که دایر و سایر این مملکت شده اند - قدم همت و جرأت پیش

20

گذارند - و توقف و تساهل درین امر جایز نداشته مستعد جنگ و پیکار

21

شوند - و برای شاه جمجاه احمد شاه درانی نامهآ بتمهید قواعد خلت

22

و وداد و استمداد و استعانت در امور دین متین که کفرهٔ‌ فجره بغلبه دست

24

پافته اند - و پشت گرمی مسلمین و کمر بستن بر جهاد که بر جمیع اهل

25

اسلام واجب خصوصا بر ذمهآ سلاطین که بادشاه دین و امیر مؤمنین اند

26

55 1 بیشتر لازم بلکه فرض است رقم پذیر گشت - چنانچه شجاع الدوله بهادر

27

مطابق فرمان قضا توامان معه لشکر جرار برسم یلغار روان گشت - ودر

28

فرصت به نجیب الدوله بهادر ملحق شد - و بر تنبیه آن قوم همت

29

چنانچه آن بوم خصلتان که باطراف و جوانب منتشر برای

30

تاخت و تاراج بودند - و گرد و نواح را بیچراغ و ویران می کردند یکبارگی

31

آنها افواج بهادر موصوف حمله آورده و زیر تیخ بیدریغ کشیده بسیاری را

32

هنم واصل کردند - و دست تاراج وغارت آنها را کوتاه ساختند - ازینمعنی

33

عب و هراس در دل آنها راه یافت - و جای گریز ندیده یکسر هجوم

34

اورده شورش عظیم از هر چار سو انداختند - وبجنگ تیر و تفنگ چندین

35

بار کوششهای بلیغ و آویزشهای شدید نمودند - لاکن هر بار در محاربه

36

بیشدستیهای افواج اسلام ازان قوم بیدین بظهور میرسید - وبسیاری

37

شته میشدند - و هر همه رو بفرار می آوردند * روزیکه لشکر ظفر اثر بهادر

38

موف قریب سنگر که امیر الامرا نجیب الدوله برای حفاظت خود

39

اخته بود ارادهٔ‌ اقامت داشت - آنقوم ملاعین بر خلاف گذشته

40

نگ گریز میجنگیدند - و بعد زد و خورد بهادران لشکر اسلام گریز اختیار

41

دند - پای استقامت محکم و استوار داشته صف آرا شدند - و بکمال

42

اطراف غلغله انداخته تا وسع امکان و مقدور خود حمله

43

لیری و دلاوریی

44

تند * مبارزان اسلام وبهادران فیروزی اعلام تیغ انتقام کشیده کارزار

45

بانه کردند دود نخوت شجاعت از دماغ مقهوران آنچنان برآوردند -

47

ه عار فرار لاچار اختیار نمودند - و آن سر زمین از خار وجود آن گروه بیدین

48

پاک گردید - و فرودگاه لشکر اسلام بمقامی که دایرهٔ‌ دولت جناب خدیو

49

کیتی پناه بود وامیر الامرا قیام داشت - بفر واحتشام گشت *

50

وزیر الممالک و امیر الامرا باهم ملاقی شدند - وباهم بساط عیش و نشاط

51

چیده مجلس یکجهتیها و اتحاد آراستند - و هردو کس یکدل شده برای

52

انهدام بنیاد کفر بحضور شاه عرایض خودها نوشتند * دران ایام قشون هلد««ب

53

گیتی کشای شاهی از دریای اتک عبور نموده صاحبان دتاجی ئپل را که

54

بمحاصرهٔ‌ جمون مشغول و از طرف دکهنیان بصوبه داری پنجاب مامور بود -

55

پایمال کرده و قرین مذلت و ادبار ساخته ارادهٔ‌ بندوبست آنضلع داشت -

56

که در همان اننا نوشتجات این هردو عمده از نظر گذشتند - بادشاه بحمایت

57

اسلام مجاهدان دین را حکم فرمود که کمر بدفع قوم بیدین بسته و از بحر

58

زخار پیاد و ستاج گذشته پاشنه کوب بحوالی سهرند رسند - وفوج چپاول

59

شاهی که آثار فتوحات غیبی بود - لوای عزیمت بصوب نجیب آباد

60

افرازند * جنکو ضلالت کیش بدریافت این خبر قرین رعب و هراس

61

گشته دست از محاصره کشید - و هرچند خواست که سد راه افواج بحر

62

امواج گردد وتدبیری بر انگیزد که متفق همدیگر نشوند - لیکن غریق

63

دریای ناکامی گشته بساحل مراد نرسید - و از تلاطم افواج تاب استقامت

64

نیاورده بهزیمت راه فرار غنیمت دانست * هرگاه آن سر زمین از خار وجود

65

آن ناپاکان پاک گشت - و نجیب الدوله بهادر را هم فراغ خاطر بهم

66

رسید - شجاع الدوله بهادر بنابر اینکه در بلدهٔ‌ لکهنو بعضی زمینداران

67

که سربشورش بلند ساخته بودند و تنبیه آنها از جمله اهم مطال

68

از امیر الامرا مرخص گشته بسرعت روانهآ لکهنو شده بندوبست (ا) آنضلع

70

رداخت * اکنون اخبار حضور لامع النور باظهار میرساند - که چون الویهٔ‌

71

بز و جاه باهتزاز آمده خیمهآ مختصری که متصل عیدگاه نصب شده بود

72

بست و هفتم ماه محرم الحرام جناب گردون احتشام داخل شدند -

73

مصحوب مرزا راجه [را] در خدمت فیض موهبت امام شاه - که درویش

74

ال، ق صاحب باطن بیدار دل خذا آگاه بود - فردی بدستخط خاص مزین

75

موده پنج دیه بطریق نذر الله از مضافات صوبهٔ‌ اله آباد برای مصارف

76

درویشان خدمهآ آن حقایق و معارف آگاه و تیاری مسجد و چاه و نقارخانهآ

77

نقره وبنای مهمان سرا مقرر فرموده فرستادند - و استمداد همت در امور

78

سرانجام مملکت و حصول فتح و نصرت استدعا نمودند - و ازانجا بفال نیک

79

بانصرام مقاصد و مطالب آگهی یافتند - ومزدهآ مقهوری اعدا و استحکام

80

15، دهی5 بنیان سلطنت بگوش مسرت نیوش شنیدند - و بحول و قوة یزدانی

81

متوجه به تسخیر عظیم آباد شدند - هفدهم صفر المظفر راناجی

82

شیواجی قوم مرهته موساطت مهادر علیخان بسعادت قدمبوس رسیده

83

5u بعاطفت خسروانی سرفراز دولت بندگی شدند - واله داد ومنسا رام

84

مندیە از طرف کامگار خان که یکی از زمینداران عمدهٔ‌ مرشد آباد است -

85

ای بارگاه عرش اشتباه بوساطت مدار الدوله بهادر گشتند -

86

رسوخ عقیدت وصدق ارادت خان مذکور زبانی خودها عرض حضور

87

نلاهد فیض گنجور نمودند - و بانظار عاطفت منظور شدند - و موزا حسین خان

88

عمدهٔ‌ قوم مغل است - بتعظیم بارگاه خلایق پناه شتافته در همین

89

ماه جبهه سای بسجدات عبودیت و مرزا خان و آقا سید شد - وبعطای

90

عامهآ ملبوس خاص لباس مفاخرت پوشید - واز طرف راجه اجیت سنگه

91

بندین دست خلاع زر اندود مکلف و دیگر اقمشهٔ‌ نفیسه برسم پیشکش

93

از نظر خورشید اثرگذشت - ازانجمله چند پارچه از راه نوازش بمدار الدوله

94

بهادر وممتاز الدوله بهادر عطا گشت - ومعرفت راجه اجیت سنگه

95

راجه پهلاد سنگه ساکن اوچهره وجگروپ سنگه و سرب سکهه وگویال سنگه هلد، ملقه

96

باریاب مجرا شده شرف ملازمت اشرف دریافتند - واز اخبار نجیب آباد

97

زبانی راو جگیت راو که وکیل نجیب الدوله بهادر بود - بعرض اقدس

98

رسید - که جنکو ادبار شعار از بخت برگشتهآ خویش عازم دار الخلاقه

99

شاهجهان آباد صانها الله تعالی عن الفتنة والفساد گشته - و فوج درایی 252

100

و نیز فوج امیر الامرا بهادر بتعاقب آن رمیده بخت رته اند * پنجم

101

ماه ربیع الاول پیشخانهٔ‌ همایون از مقام بوزیا روانه تسکه در موضع کهرگهری 3

102

سراوج بگردون کشید - و راجه سنبهوناتهه وعادل خان وحاجی محمد

103

بآستانبوسی فایز گردیدند - رحیم خان دو ضرب بندوق به پیشگاه جهانبانی

104

پیشکش ساخت - ومورد عنایت گشت - وبعطای خلعت بلند پایه

105

گردید * ششم ماه مزبور مقام حسین گنج فدوی عقیدت مآثر رضا قلیخان

106

بهادر که خلوص ارادت و اعتقاد نسبت بندگان خدیو جهان سرمایهآ افزایش

107

قدر و منزلت خود ساخته - و ازین معنی در باطن فیض مواطن جناب

108

حضرت خاقان براستی و درستی جا ساخته - و بنظر مرحمت واحسان

109

منظور بوده بملازمت والا کامیاب گشت - وبعنایت یکراس اسپ از

110

حضور اقدس سر عزت تا آسمان بلند ساخت * بیست ویکم از طلوع 31e 5 ،

111

رایات خورشید آیات مقام مرزاپور نورانی گشت - و ازانجا مقام اوتال

112

نزول سعادت واجلال گشت - وحده خان بعطای قبضهآ شمشیر افتخار

113

اندوز گردید * بیست وسوم حوالی چنار گده نور آگین از طلوع ماهچهآ

114

الویهآ فیروزی گشت - واز آنمقام سرای مغل از پرتو رایات جهانکشا

115

برونق پذیرشد * بیست وپنجم ماه مذکور سر آمد اراکین دولت عظمی

117

e Aلی عمدە خوانین خلافت کبری فدوی عقیدت و ارادت مظاهر زین العابدین

118

م خان بهادر که جبین عبودیت تزئین او از نقوش فدویت روشن بود -

119

5 معرفت منیر الدوله بهادر کامیاب دولت قدمبوس گشته بمواهب سلطانی

120

مفخر ومباهی گشت - در همین آوان اکثر مردم بآستانهآ دولت رسیده

121

سرفراز دولت بندگی شدند - چنانچه میر احمدی خان خلف نواب

122

جان نثار خان مرحوم تغائی این کمترین درگاه والا معرفت فضل اللمه خان

123

بخشی و شمشیر خان بموجب عرض نواز خان و کالیخان وجواهر علیخان

124

و عشرت خواجه سرایان و میر احسن الله و احمد بیگ و کریم خان و محمد

125

تقی خان و سبحانخان و اسد علی بیگ و کمال خان و دیا سنگه ویحی

126

سنگه وسوبها سنگه و عظیم الدین خان پسر دویم جان نثار خان مذکور

127

و لچهمن سنگه و شیخ شهاب و اکبر علیخان و امر سنگه و خواچه مجد الدین

128

و چندر سین و اوکرسین و رای هنس راج پیشکار بخشیگری و زبردست خان

129

و شیخ محبوب علی و سید شکر الله و میر فیاض معرفت بهروز خان عرف

130

55 55 بهادر علی خان وغیره شرف آستانه بوس دریافتند - و موافق مرتبهآ خودها

131

گذرانیده بعنایات تبرک سرفراز شدند - و درینولا اجناسی که بابت

132

انتاهنل تاخت و تاراج سندر شاه که محمولهٔ‌ ارابهها بر آستان دولت آمده بود -

133

بغازیان نصرت نشان تقسیم گشت - و در رفاه سپاه دست جود و همت

134

e 8b لی کشادند - و همدرین زمان محمد اشرف فرستادهٔ‌ کامگار خان مبنی بسجود

135

ه خواقین پناه جبین نیاز سوده عرضداشت خان مذکور در حضور

136

د4ه ساطح النور گذرانید - و بعطای بالا بند سر بلند گشت - و گنگارام بخدمت

137

بشکاری بیوتات والا مورد عنایت شد * بیست و نهم لب دریای کرم

138

نزول موکب اقبال رشک افزای باغ و بهار گردید - ودرین مقام

139

بنکاله من وعن بعرض همایون رسید - بتاریخ سوم ربیع الثانی لب

141

دریای در کاوتی مضرب خیام گردون احتشام گشت - شانزدهم تهصت رایات * ن

142

بطرف سهسرالون بعمل آمد - نوردهم شقام متصل درگاه فیض بار چندن

143

ساختند - بیست ونهم از لب دریای سوهن عبور لشمر ظفر اثر شده متصل

144

موضع کهنولی بدولت و اقبال نزول اجلال فرمودند *

145

وقایع جلوس فرمودن حضرت خافان پادشاه زمین

146

و زمان مورد عنایت یزدان خلیفه خاتم

147

پیغمبران والا دودمان خلافت کبریل وارث

148

سلطنت عظمی حق شناس عدالت گستر

149

آیه رحمت دادار اکبر نور افزای

150

ساحت جهان فروغ بخش عالم

151

کن فکان بر اورنگ فرمانر وائی

152

درین اوان میمنت اقتران

153

و دیگر سوانح و روداد

154

متعلق آن

155

چون ابروی هال شهر جمادی الول از مطلع سعادت بلند گشت و قدوم

156

سرت الزوم ایکماه سعید که بسان ماه عید بهزاران سرور و شادمانی بدولت

158

خواهان این آستانه فیض نشانه بفراوان خجستگی وبهروزی جلوه تمود

159

غرهٔ‌ ماه مذکور اخبار دارالخلافه از بد حرکتی وزیر که نسبت بجناب غفران

160

مآب حضرت عرش منول طاب الله چنانچه ذکر شد بمسامع عالیه خدیو

161

گیتی ستان رسید خاطر اقدس قرین ملال و غم گشته سر رشته صبر و سکون

162

از دست دادند جزع و فزع و اندوه بسیار نموده یکدو روز ازین سانحه

163

جانفرسا دمی نیاسودند - ازآنجا که از تقدیر هیچ کسرا گریز نیست و حیات

164

جاودانی باحدی از نوع بشر نداده اند امرایان و دولت خواهان بساط قدس

165

مناط معروض داشتند که اگرچه این واقعه هایله ملال افزای خاطر اقدس

166

است لیکن حکمت بالغه ازلی چنین مقتضی بود که اورنگ خلافت

167

و جهانبانی از پایبوسی چنین برگزیده درگاه صمدیت که گردون دوار چندین

168

چرخ برای همین کار زده شرافت پذیر گردد و دراهم و دنانیر و نقره از فیض

169

سکه اسم مبارک سرخرو و مانند صبح صادق بسقید روئی در اطراف مملکت

170

روشن گردد - صلاح دولت است که بی تامل عروس این دولت خدا داد را

171

در آغوش کشند و سجدات شکر بدرکاه واهب بی منت بجا آرند واین

172

عطیه کبری را از سعادت طالع عدو سوز تصور فرمایند * بنابر مصلحت دید

173

بمقتضای وقت برای ترتیب جشن جلوس میمنت مانوس بکار پردازان

174

الت حکم قضا شیم شرف صدور یافت و منجمان دقیقه سنج ساعت

175

جلوس میمنت مانوس چهارم آنماه فیروزی اثر معروض حضور معرفت

176

آ فدویان عقیدت کیش مرزا راجه نمودند وبر طبق حکم جهان مطاع

177

کاران و کارکنان بارگاه آسمان جاه ترتیب تخت سلطنت وتیاری چتر

178

فلک سای خلافت با وصف کمی لوازم و اسباب آن شباشب بعمل آوردند

179

و تخت سلیمانی را در طرفة العینی مانند اصف برخیا جاضر نمودند

180

صحن دیوان خاص و عام را از توزک و آرایش به قاعده سلطنت رشک

182

بگار خانه چین ساخته همه را از نظر اقدس گذرانیدند * تاریخ مذکور گه سله 238/

183

یکهزار و یکصد و هفتاد و دو هجری و از عمر ابد طراز سال سی و دویم آغاز

184

میمنت داشت جناب قدر قدرت بعد انفراغ از حمام یکپاس ودو هری

185

روز بر آمده که ساعت سعید و مختار منجمان دور بین بود بهزازان فر

186

و شکوه و فرادان سعادت و فیروزی بر اورنگ خلافت و جهانبانی و تخت

187

سلطنت وگیتی ستانی جلوس فرمودند و سایهٔ‌ چتر خورشید شع

188

# فرق مبارک گستردند * نظم

189

شد از پر تو چتر شاهنشهی * جهان روشن از نور ظل اللهی

190

فلک رونق از شاه عالم گرفت * زهی آفتابی که عالم گرفت

191

اسباب سرور آماده و ابواب دولت کشاده شد صلای عیش بعالم و عالمیان در

192

دادند و مسند خلافت را از عنصر مبارک تازگی بخشیدند - حق در دایره

193

دولت بمرکز قرار گرفت و نهال آمانی و آمال عالمی سر سبز و شاداب گشت-

194

آب رفته بجو آمد و درهای عطا بر روی خلایق مفتوح شده غلغلهآ تهنیت1

195

و مبارکباد از چرخ برین در گذشت و گلهای مراد دولت خواهان در

196

چمنستان اقبال بشگفت - ارباب نشاط بهجوم و عدد ستارگان دران بارگاه فلک

197

اشتباه حاضر شده باهنگی رقص و سرود ساز کردند که زهره اگر زهرهآ همسری

198

و برابری داشت آب شد و ثریا بهر نثار این محفل خلد آئین عقد پروین

199

که آورده از کم مایگی خجالت و شرمندگی کشید - صد شکر که عالم برهم

200

خورده نظام تازه یافت و بهارستان بیغمی و گلستان خرمی آب و رنک

201

# بی اندازه گرفت * * نظم *

202

وقت ساز و صحبت است ای همگنان عشرت کنید

203

هرکجا باشد نشاطی صرف این صحبت کنید

205

خواهان این آستانه فیض نشانه بفراوان خجستگی و بهروزی جلوه نمود

206

غرهآ ماه مذکور اخبار دارالخلافه از بد حرکتی وزیر که نسبت بجناب غفران

207

مآب حضرت عرش منزل طاب الله چنانچه ذکر شد بمسامع عالیه خدیو

208

گیتی ستان رسید خاطر اقدس قرین ملال و غم گشته سر رشته صبر و سکون

209

از دست دادند جزع وفزع و اندوه بسیار نموده یکدو روز ازین سانحه

210

جانفرسا دمی نیاسودند - ازآنجا که از تقدیر هیچ کسرا گریز نیست و حیات

First 200 of 322 passages. Read on