Basatin al-uns 78.176
Basātīn al-uns 78.176
- Language
- Persian
78.176
یا من ز میان رسول آیم یا تو تنها ز همه جهان من و تنها تو خورشید نخواهم که برآید تا تو ای بر من سایه هم نباشد با تو نباید چشم بد زمانهآ جفا پیشه در کار شود و دست تعرض و ناکامی بهذیل دولت و اقبال متمسک گرداند و عرصهآ نجح آمال را مواطی اقدام سپاه حادثات سازد و در چشمه فتنهآ شوخ دیده که در مهد خواب آرمیده است سرمهآ بیداری کشد و اعراض تو را از قبول نصیحت سوداندیش من و توجه به غفلت خست اندوز خود مقدمه هلاک و دواعی تلف سازد که چون دشمن خدنگ قصد بهباعثهٔ غفلت مردم از مأمن بگشاید آن را مانند شمشیر برق و بیلک قضا هیچ حایلی و مانعی نبود، و ما را چون سواد و بیاض دیده اتصال و امتزاجی به کمال حاصل آمده است مانند دو چشم از یکدیگر جدا کند، چنانچه روی وصال به خواب نبینم و ندای مسرت به گوش وهم هم نشنوم2، چه روزگار چنان که خوی نامرضی و عادت مألوف اوست این چنین اوقات را چراغ بر دست گرفته بهانگشت پای میجوید و برای تعویض نعمت مواصلت همدمان سلیت مفارقت زمان بهانه می طلبد و چون قلم ارادت سابقه بر صحیفهٔ ازل حکم فراق ابدی ما نوشته بود، مرا سوی التذاذ بهاوراد و ریاحین در سر افتاد و این آرزو در دل من به غایت غلبه و استیلا یافت چنانچه نصیحت سودبخش پادشاهزاده از خاطر من فراموش
[…]
[…]
[…]
[…]
[…]
[…]
[…]
[…]
[…]
[…]
[…]
[…]
[…]
[…]
Translations (1)
- English (machine translation) — English, machine translation