Pramāṇa · Search · About · API

Advice to Jahāngīr 136

Mauʿiẓa-yi Jahāngīrī 136

Language
Persian

136

پس پر کس را تقرب ملوک حاصل شود ، چون میامن عواطف ایشان بمثابهٔ‌ عزیز محترم9 و تامی گردیده است که در ظل دولت و سایم 10 ملازمت ایشان پای افتخار بر قرق اکفا واقران نهاده ، باید که حقوق اعطاف و اکرام ایشان را نابود ندانسته ، همت خود را بر متابعت ایشان مقصورگرداند و باخلاص واعتقاد [ol. 39a] و دولتخواهی تمام خدمت کرده در هیچ باب مصلحت ولی نعمت را قرو نگذارد و اگر او را بزار جان باشد فدای یکساعه قراغت صاحب خود ساخته ، برای آنکه جهت مخدوم خود حق گذاری کند و نام هوا داری بر عنایت کلمبعءآ تاریک آمیدواران را روشن می سازند ، ولی بشعله سیاست نیز خرمن سوابق خدمتگاران را میسوزند - و خرد1 کامل برین متفق است که هر که بآتش نزدیکتر ، ضرر او بیشتر - اما جمعی که از دور تماشای نور آتش کرده از احراق بیخبر اند ، تصور لذتی و گمان منفعتی دارند و تقرب. ملوک را خواهانند و فی الحقیقه نه چنانست - اگر چنانچه ایشان از سیاست سلطانی و هول و هیبت پادشاهی وقوف یابند بایشان روشن گردد که بزار ساله عنایت با یکساعهة سیاست برابر نیست - و حکماء2 گفته اند بیچاره3 کسی که در خدمت پادشاهان آفتد ، زیرا که زمام عهد ایشان [4o1. 37 8[ سخت سست و بنای وفای ایشان بغایت ضعیف است - و همیشه رخسار مروت را باسیب جفا خراشیده دارند و سر چشمهآ فتوت را بخاک بد عهدی انباشته سازند - نه اخلاص و یکرنگی نزد ایشان حرمتی دارد و نه سابقه خدمت و نه رابطهآ ملازمت قدری و قیمتی -