Pramāṇa · Search · About · API

Advice to Jahāngīr 213

Mauʿiẓa-yi Jahāngīrī 213

Language
Persian

213

و حکماء گفت اند که بر چه ازان مضرتی توان تصور کردة ، بچیز دیگر مندفع توان کرد ، مگر کینه که دفع آن بهیچ چیز در حیز امکان نیاید - مثلا آتش اگرچه سو زنده است آن2 را بآب تسکین توان داد و شعله حقد و خصومت بآب بفت دریا فرو ننشیند3 - و زهر اگرچه کشنده است ، ضرر آنرا به تریاق از بدن بیرون توان برد ، زهر کینه بهیچ تریاق از بدن بیرون نرود ، بتخصیص عداوتی که ذاتی باشد ، چه هیچ دشمنی آنقدر اثر ندارد که عداوت ذاتی- زیرا که اگر میان دو کس عداوت عارضی پدید آید ، باندک چیزی رفع آن ممکنست ، اما اگر دراصل دشمنی آنتاده باشد و با عداوت قدیمی خصومت مجدد تیز متضم شده باشد ، مدانع آن [ot. 21 a بهیچوجه در دایرهٔ‌ امکان داخل نیست و عدم آن بانعدام ذات هر دو باز بسته خوابد بود - آمید دوستی نو ز دشمنان کهن چنان بود که طلب کردن کل از گلخن