Pramāṇa · Search · About · API

Advice to Jahāngīr 217

Mauʿiẓa-yi Jahāngīrī 217

Language
Persian

217

سیر کردیم بسی محرم اسرار نبود اظهار اسرار نتیجهآ نیکو ندارده . و در امثال آمده کس هر که سر از دست بدهد سر بنهد - مصرع2: خواهی که سر بجای بود سر نگاهدار - ملوک را در نگاهداشتن اسرار احتیاطی تمام لازمست ، خاصه از دوستان نومید و از دشمن2 براسان - وحکماء گفته اند که پادشاه را در انشای اسرار خود به هقت طایفه اعتماد نباید کرد : اول : بر که بدرگاه ایشان جرمی و جنایتی کرده ملالتی دیده باشد و رج4 و مشقت او مدتی کشیده باشد - دویم : کسی که مال و حرمت او در خدمت ایشان بباد رفته و معیشت برو تنگ شده باشد - سیم5 : آنکه از عمل خود معزول شده دیگر باره آمیدواری بر یافت عمل نداشته باشد - چهارم : شریری که فتنه جوید و بجانب ایمنی و آرامش مایل نبود - پنجم : گناهکاری که [20 a .o1]] ابنای جنس او راگوشمالی داده ، در حق او زیاده مبالغه رفته باشد - ششم : آنکه خدمت پسندیده کند و محروم باشد و دیگران بی خدمتی نموده8 بیشتراز وی تربیت یافته باشد : هفتم : آنکه بدرگاه ایشان قبول نیانته باشد و نزدیک دشمن مقبول باشد - و بادشاهانرا بعضی اسرار باشد که از خود نیز نهان باید داشت7 ، یعنی در اخفای سر مبالغه بدان حد باید نمود که گویا خود هم8 محرم آن نمی توانند9 بود ، فکیف ک10 با دیگری ازان رمزی توان گفت - باید که خود