Advice to Jahāngīr 268
Mauʿiẓa-yi Jahāngīrī 268
- Language
- Persian
268
مقدمه2 : بد انکه چون طبقهٔ انسان بر حسب تباین قابلیات اصلی و قاوتاستعدادات جبلی باصناف متعدده3 منقسم است و هر کس را ازین طایقه استحقاق آن نهکه بتوسط اجتهاد نفس خویش مبادی عالیه تشبث نتماید و معرفت حضرت الوبیت4 حاصل کرده بمقصود واصل شود و بمجرد راهنمایی عقل شیه اندوز سلوک مسالک [fol. 6 a] بدایت نموده گرد سرادقات عزت گردد و تیز بجهت انتظام5 مصالح عالم و انتساق6 امور بنی آدم قانونی باید که بدان قانون با یکدیگر معاش کرده بر هچکس حیفی و ستمی لرود - لا جرم حضرت مهیمن متعال جلت7 آلآوه و عمت تعماءه از همان جنس انسان، انبیاء و رسل که هر یک در دریای صفا و دری برج اهتداء اتد ، متسم بسمت تعلق و تجرد و متصف بصفت9 تقید و تفرد ، برانگیخت تا بمناسیت3 تجرد و تفرد فیض از عالم قدس گرفته، در عالم تعلق و تقید سرگشتگن قیافی10 ضلالت و لب تشنگان بوادی غوایت را بسر منزل هدایت و سر چشمهٔ عنایت دلالت تمایند. و قانونی که آنرا شریعت گویند گذارند که هرکس بر جادهٔ احکام آن متقیم باشد ، از سطوت قهر النهی ایمن بوده11 به تعم و تلذذات جاودانی نایز گردد. وهرکس که [5 4510] ازان طریق قویم انحراف ورزد ، بسخط12 جبار منتقم مبتلا گشته بعقوبات مولم13 گرفتار شود- پس مدتی دعوت14 ایشان متعاقب و متواصل بود تا15 نسیم مرحمت از مهب مکرمت وزیدن گرفت، و صیح سعادت از مطلع سیادت دمیدن آغاز نهاده - بدر منیر از آفق عزت طلوع نمود و آفتاب رسالت محمدی از مطلع بطحا طالع شده ، نور نبوت احمدی از مشرق ام القری شارق16 گشت -