Advice to Jahāngīr 71
Mauʿiẓa-yi Jahāngīrī 71
- Language
- Persian
71
اگرچه آنچه مقرر شده است از مکمن8 غیب بظهور میرسد و آنچه روزی نشده چندانکه در جست و جویش7 سعی نمایند بهیچوجه فایده ندارد - وبی مظاهرت الطف ازلی و فیض لم یزلی سهم سعادت بهدف مراد نمیرسد - ولیکن جد و جهد را دخلی عظیم است - بر که آسایش الخمول راحه طلبده ، دایم الوقت در زاوئ خواری و ناکامی خواهد ماند - و آنکه از خارستان9 و الشهرة آفة نه اندیشد ، باندک فرصتی گل مراد چیده ، در چمن عزت بر مسند دولت خواهد نشست - کل طرب بیخار تعب نتوان چید و در گنج مراد جز بکلید ربخ نتوان کشاد - هوس استراحت مقدممآ خست و دناعت و10 ارتکاب مخاطرت نشانهآ دولت و عزتست - [a 53 .45] نوش تاز11 و نعمت بی نیش آزار و محنت نیست - و هیچکس را12 بی کشیدن رنجهای بیشمار و چشیدن شربتهای ناگوارة1 دست بدامن مقصود نتواند رسید14 - و از جام آرزو بادە16آ مراد16 تتواند نوشید - مرد آنست که کمر سعی بر میان بسته بطلب بر خیزد - و همت بلند داشته بکارهای خسیس راضی نشود و منازل ادانی و ارازل نپسندیده چون عجایز بجزویات17 سر فرود نیاورد- که هر که درجهآ بلند یافت ، هر چند چون گل کوتاه زندگانی باشد ، خرد مندان بسبب ذکر جمیل او را دراز عمر شمرند وآنکه بدناعت و دون همتی سر فرود آورد ، چون برگ نار اگرچه دیر بهایده1 ، نزدیک اهل19 فضل قدری نداشته باشد - و از وی