Advice to Jahāngīr 78
Mauʿiẓa-yi Jahāngīrī 78
- Language
- Persian
78
9. onits 18 .11 سپردن : 6 00 و ممکن بودid0 تماشان t2 4 : 15 13 محبتi8d. 8 .14 عبنی o0i15 منت :1 .15 منزل آفت [b 50 .]25]) و قاطع زور و حمیت و سبب خواری و مذلت - و پر که در دایرهٔ احتیاج پای بسته شد چاره1 ای ندارد جز اینکه پردهآ حیا از پیش بردارد - و چون رقم الحیاء من الایمان2 از ورق حال او محو شد ، زندگانیش منغض گردد و به ایذاة و آزار مبتلا شود - شادی رخت از ساحت سینهآ او برگیرد و لشکرغم بر نهادر4 خاطر او استیلا یابد و5 شمع خردش بی نور بماند - و ذهن وکیاست و فهم وفراستش روی بقصور نهد - منافع تدبیر درست در حق وی نتیجهآ مضرت دهد- باوجود امانت در معرض تهمت وخیانت آیده - گمان نیکو که در حق او مردم را بودی منعکس شود. اگر گناه دیگری کند ، جنایت بر او موجه7 گردد - و هر صفتی که توانگر را مدح و ثنا گویند ، مرد بی چیز را موجب8 طعن و مذمت باشد - مثلا اگر جرأت نماید حمل بر تهور کنند ، و اگر سخاوت ورزد ، اسراف نام کنند- و اگر در حلم کوشد عجز و بی غیرتی8 شمرند- و اگر بوقار گراید10 [ol. 51 a] گرانجانی و کابلی گویند واگر زبان آوری و فصاحت ظاهر کند ، بسیار گویی لقب نهند. و اگر به مامن خموشی گریزد، نقش کرمابه اش11 گویند - و اگر کنج خلوت گزیند بدیوانگی نسبت دهند و اگر بخنده رویی وآمیز کاری پیش آید ، از قبیل بزل و مسخرگی دانند - و اگر در خوردن و پوشیدن تکلفی کند تن پرورش گویند - و اگر با جبه و لقمه در سازد منکوب و مفلوکش تصور کنند- و اگر در یک مقام ساکن شود خادم12 و سایه پرورش گویند - و اگر عزیمت13 سفر نماید سرگشته و آواره گویند و بخت برگشته اش نامند14 - واگر در مجردی گذراند15 ، گویند تارک سنت است - و اگر کد خدا شود گویند بد نفس و بندهآ شهوتست -