Haft iqlim 12.9
Haft iqlīm 12.9
- Language
- Persian
12.9
پس آن سیاه بوسه برران شیخداد. شیخ فرمود تا سفره حاضر کردندو چیزی بخوردند من روزه دار بودم . شیخ فرمود که هر که روزه دار است بحال خود باشد و در آن سفره انار بود شیخ انار میخورد و دانه دانه ازدهن بیرون میآورد و در پیش خود می نهاد در خاطر من گذشت که من از آن دانهها بر گیرم که بر کت آبدهن شیخ برآن رسیده استو بآن افطار کنم.