The History of Shāh Shujāʿ 10.1
Tārīkh-i Shāh Shujāʿī 10.1
- Language
- Persian
10.1
اعلام پادشاهی شاهزادگان در مناطق تحت حکمرانی از نیرنگی تقدیرات الهی این معنی از عجایبات می نماید که هرچند شاهزادگان معلی منزلت و نوئینان عالی قدر جواسیس کارآگاه و متفحصان دولتخواه فرستاده سعی در تحقیق این راز سربسته نمودند، بههیچ وجه چهرهٔ تحقیق در دیدهآ تفتیش جلوه گر نگشت. چون تذبذب خاطر درجهآ قصوی و مرتبهآ اعلی گرفت آخرالامر هر سه شهزادهآ عالی گهر و هر سه برادر والاسیر، طبل مخالفت برادر بزرگ کوفته چهرهآ خصومت را به آتش انتقام برافروخته از ممالک خویش با لشکرهای گرانسنگ روانهآ دارالخلافه گشتند و نخستین سلطان عالی مرتبت معدن خلافت را بی بها در سلطان شاه شجاع بهادر از استماع این حالات وحشت سمات در تذبذب و توحش میبود تا آنکه از عدم رسیدن اخبار صحیح و انتشار اراجیف قبیح پرتو انداز خاطر صغیر و کبیر گشت که پادشاه جهان زید بقاعه، از آنجا که روزگار جای استقامت نیست به امر ناگزیر که عالمیان را از آن چارهای نیست ییوسته است و سلطان داراشکوه یکی از چیلههای یعنی غلامان پادشاهی را برداشته بهسبب آنکه شباهت تمام بهصورت معنی سرشت پادشاهی دارد بعد از چندی از دریچه یا غرفه برآورده بهمردم نماید و آن صورت بی معنی سلام و مجرا میگیرد و پادشاهی در میان نیست. چون شاهزادهآ گیتی مطاع سلطان شاه شجاع هم مثل برادران والاقدر دیگر از سلوک نامرضی سلطان داراشکوه دلی سوزان داشت یکبارگی در بلده راج محل بر سریر سلطنت جلوس نموده خود را به ابوالفوز نصیرالدین محمد صاحبقران ثالث سکندر ثانی شاه شجاع بهادر غازی ملقب ساخته و با لشکرهای گران ممالک شرقیه را بهابهت و عظمت تمامتر به عزیمت گرفتن دارالخلافه دهلی و اکبرآباد از بنگاله بهصوب دارالخلافتین عنان گسیل کردند و از آن طرف شاهزادهآ سبک عزم گران رکیب سلطان اورنگزیب بهادر که از بیداد برادر دلی سوزان و لبی خروشان داشت و طبیعتش بهانه طلب گشته بود این مطلب را که دست از آن هموار بوده برکین توزی جازم گشت و با لشکرهای هر چهار طرف دکهن و امرای صفشکن از دولت آباد به جانب دارالخلافه اکبر آباد عنان توسن سبکخیز به مهمیز برداشت.