The History of Shāh Shujāʿ 10.10
Tārīkh-i Shāh Shujāʿī 10.10
- Language
- Persian
10.10
چون مشیت ازلی و قدرت لم یزلی که تدبیر امور عالم و سرانجام مصالح احوال آدم منوط به صنع او و متعلق به مصلحت اوست، در رنگ آمیزی صورتی دیگر است و میخواهد که جمال حال عالم را به وجهی دیگر نظارگی باشد عقل عقلای جهان را چه حد که صورتی برخلاف آن بازنماید و فهم حکمای دوران را چه قدر که واقعات را بهرنگ دیگر بیاراید. بالجمله کدورت خاطر سلاطین عالی منزلت به مصقلهٔ این نصائح فیض لوایح زدوده نگشت بلکه در اصرار طریق مخالفت و استحکام بنای منازعت بیش از پیش مجد و راسخ گردیدند و آن مراحم و تفقدات پادشاهی را در خاطر جای نداده به فرستادهای که این الواح موعظت آورده بود جواب دادند که چون در این مدت شهرت چنان یافته که تخت سلطنت و وسادهٔ دولت از جلوس فیض مأنوس پادشاه جهان خالی است و مدتی است که سلطان داراشکوه یکی را که بهصورت قدسی طینت پادشاهی شباهتی دارد گاهی از دریچه یا غرفه براورده به مردم مینماید و آن صورت بی معنی سلام مردم را می گیرد، لاجرم خاطرها از استماع این اراجیف کثیف کمال وحشت و نگرانی دارد و طاقتها طاق گشته از روی فرط بی اختیاری عنان گسل بهاین طرف گرداندهایم و همگی همت مقصور بر این گشته که تا یکبارگی بهدارالخلافه العلیه نیاییم و پادشاه جهان را به کوری چشم اعدا به چشم خود نبینیم و این گره بسته را با تأمل تحقیق نگشاییم و این دیده محروم را بهانوار دیدار، نورانی نسازیم، بههیچطرف معاودت ننماییم. اکنون استدعا از الطاف بی غایت آن است که در بهآمدن حضور معلی و ادرای آن سعادت بی منتها مأذون و مأمور فرمایند که به قدم اخلاص طی این راه نموده به کورنش مقدس مشرف شویم و پادشاه جهان را بهنوعی که میخواهیم ملازمت نموده و خاطر از این وساوس جانفرسا و اخبار شکیب ربا وا پرداخته مسرور گردیم. بعد از ادراک ملازمت و دفع هرگونه کدورت حسب الحکم به ممالکی که به حراست ما بندگان مفوض است بهطیب نفس و طوع ضمیر روانه شویم.