Pramāṇa · Search · About · API

The History of Shāh Shujāʿ 10.8

Tārīkh-i Shāh Shujāʿī 10.8

Language
Persian

10.8

چون این اخبار ناگوار مسموع شد توقف در پتنه ناممکن دانسته برآمده بهصوب مونگیر و راج محل طبل مراجعت بهنوازش درآورده متوجه گشتند. هنگامی که در بلدهٔ‌ مونگیر مضرب خیام والامقام گردید قدری در انتظام پراکندگیهای حالات و التیام جراحات کوشیده در مراسم ضبط و حفظ حدود و جاده و بندوبست راه غنیم نهایت جد و جهد و کوشش به تقدیم رسانیدند، چنانکه بهشهر مونگیر قریب صحرایی مسافت یک کروه واقع بود رآی صواب پیرای به آن متعلق گشت که در آن صحرا که از دریا تا کوه مسافت میلی واقع است سدی سدید و دیواری عریض باید کشید و آن را به توپ و تفنگ و آلات و ادوات حرب و جنگ مملو و مشحون ساخته نوعی به استحکام آن کوشید که غنیم را مطلقا از آن راه مجال عبور نباشد. بناء علی هذا امر شد که بهزودی از کوه تا دریا سدی سختتر از دیوار سکندری کشیده آن را بهانواع توپ و تفنگ و اقسام اسلحه و آلات جنگ مملو و مشحون ساختند و هر ضلعی از اضلاع آن را بهیکی از نوئینان صاحب اهتمام سپرده برخلاف گذشته با آگاهی دایمی و بیداری جاوید مأمور فرمودند و خود بهنفس نفیس هر روز چند کرت بر دور و حواشی آن مورچالها و سیبهها سیر فرموده به دیده تحقیق و تفتیش هر موضع را احتیاط مینمودند و موافق هر مکان در نصب توپ و تفنگ و مردم با ناموس و ننگ توجه می گماشتند و در اندک زمانی آن موضع نوعی استحکام پذیرفت که خاطر صغیر و کبیر از آن سکندربنایی استقامتی گرفت و جمیع لشکریان حسبالفرموده در لوازم بیداری و پاسداری و خدمتگزاری یدطولی مینمودند و هرجا که بهاهتمام حزم و هوشیاری هرکس که مقرر بود خود روز و شبان با جمعیت خویش در آن مقام بوده حاضر دم و ناظر قدم میبودند و چون افواج غنیم از پتنه روانهآ مونگیر گشت و اخار انسداد و حفظ حدود و کشیدن سد جدید شدید سدید شنید و استحکام مداخل راه و سپاه معلوم کرد باعث تزلزل خواطر و تذبذب بواطن آنها گشت و بنای غرور و ترفع قدری متزلزل و متراکم گردید و آن سرعت آمدن و افزونی مسارعت تبدیل بهتانی و توقف یافت. در این هنگام از دارالخلافه خبرهای موحش طاقت ربا رسیدن گرفت که وحشت خاطرها از حد متحاوز شد.