The History of Shāh Shujāʿ 2.7.2
Tārīkh-i Shāh Shujāʿī 2.7.2
- Language
- Persian
2.7.2
ولی محمد خان در بخارا از این سانحه مطلع گشته لشکری فراهم آورده به استقبال برادرزاده متوجه گردید. چون به قتلمش که از توابع بدخشان است، رسید امام قلی خان نیز پرتو وصول بر ان سرزمین انداخت. در این ضمن همراهیان ولی محمد خان از کور نمکحرامی و زرپرستی چشم کوتاه بین از حقوق ولی نعمت قدیم پوشیده و روزگار ناکامی صاحب را هنگام کامروایی خود دانسته فوج فوج جدا شده بهامام قلی خان پیوستند. اگرچه از کردار و اطوار ولی محمد خان دلها آزرده بود و خاطرها افسرده لیکن در این وقت تنگ که آزمونگاه جوانمردان حقیقت بین است مبایستی یکبارگی ولی نعمت دیرین خود را از دست داده تیغ بر روی او کشید. ولی محمد خان چون جمال خان را بهاین رنگ مشاهده نمود قرار فرار داده، نیم شبان به حالی که در ظهورش پیدایی تمام بود وارد بخارا گردید و آنجا نیز امکان توقف نیافته برآمد و آی خانم کوچ خود را در قلعهآ چهارجوی که بر کنار جیحون واقع است گذاشته، خود را با رستم سلطان پسر کلان خود از راه مرو بهمشهد مقدس رفت و از آنجا بهاستدعای کومک نزد شاه عباس والی (ایران) بهاصفهان شتافت و امام قلی خان از فرار او خبر یافته ندر محمد خان را به تعاقب او تعیین نمود و خود بهصوب سمرقند شتافت و ندر محمد خان تا آب جیحون تعاقب نمود. چون دانست که بهاو نمیرسد آی خانم مذکور را که حاکم چهارجوی بهاو سپرده بود گرفته به بخارا آمد و خانم مذکور را در آنجا گذاشته خود به سمرقند رفت و ملک را هردو برادر قسمت کرده متصرف گشتند. خانی و سکه و خطبه بر امام قلی خان مقرر شد و سمرقند و بخارا و مضافات آن بر او قرار گرفت و بلخ و بدخشان بهندر محمتد خان رسید.