The History of Shāh Shujāʿ 8.5
Tārīkh-i Shāh Shujāʿī 8.5
- Language
- Persian
8.5
سایر شاهزادگان از عیادت بالجمله چون سلطان داراشکوه در انسداد ابواب خروج و دخول را تمشیانه رأیت قدغن افراشت و از مآل نشاسی این قسم تخم فسادی در زمین ملک آرمیده کاشت، در اقصای ممالک شور و شغ بریا شد. سلطان داراشکوه قبح این اندیشه را بهدیدهآ بصیرت نیاورده معهذا وکلای شاهزادگان و نوئینان والامقدار را در قید و حبس کشیده منع تمام نمود که اگر کسی دوات و قلم پیش ایشان برد، یک قلم دست او را قلم سازند و میر ابوالحسن وکیل شاهزاده گیتی مطاع شاه شجاع را در ساعت طلب داشته در غل و زنجیر کشید و قدغن نمود که دوات و قلم چه، اعضای او را هم ازو جدا دارند و او را در محبسی که غیر از علامالغیوب کسی بر آن آگاهی نداشت (محبوس ساخت) و با وکلای امرا نیز همین طریقه پیش گرفت و از این همه عجبتر آنکه در همان هیجان بیماری و طغیان دل آزاری خواست که پادشاه جهان را از شاهجهان آباد به صوب دارالخلافه اکبرآباد روانه سازد. چنانچه در شهور سنهآ ثمان و ستین و الف (1068 ه) آن پادشاه دریا دل و بحر بی ساحل را در کشتی نشانیده نهضت نمود و افواج بحر امواج از بر و بحر در حرکت آمده مراحل نورد گردیدند: