The Book of Akbar 1.437
Akbarnāma 1.437
- Language
- Persian
1.437
# خداوندا بنور شمع ذاتت بگوهرهای دریای صفاتت # بآن پاکان که چون گل پاک رستند درون از چشمهآ خورشید شستند # که تاج دولتم را گوهری بخش سپهر رفعتم را اختری بخش # ز ماهی ده شبستان مرا نور که ظلمتهای عالم را کند دور # ز خورشیدی برافروزان وجودم که افتد نه سپهر اندر سجودم # بقائی ده بجان غمپذیرم که گر صد ره اجل آید نمیرم الحق چیزی که حیات بیبدلرا بدل تواند شد و عمر گذرندهرا عوض تواند گشت فرزند خلف و جانشین مسند شرفست که میوهآ حدیقهآ زندگانی و مصباح زجاجهآ آسمانیست که از زیت عنایت ایزدی مستضی گشته و چراغ خاندان آبا و اجداد طبقا عن طبق روشن ساخته بر تخت بخت متمگن گردد و ظلال عدالت و جلالت بر مفارق عالمیان ممدود و مبسوط گرداند، خصوصا چنین نادره ذاتی کامل و حق شناسی مکمل که اگر سردفتر اقطاب اولیا گویند لایقست و اگر عقد سلسلهآ عظمیرا اب الآبا وجد اعلی نامند بنفس امر موافق. و هرآینه چنین پادشاهی که سلسله بر سلسله بر مسند فرماندهی و فرمانروائی و جهانگیری و عالم آرائی ثابت و مطمئن باشد بخلف گرامی سزاوارتر است و در طلب این مطلب عالی از همه بیقرارتر.