Memoir of Humāyūn and Akbar (Bāyazīd Bayāt) 5.150
Tadhkira-yi Humāyūn u Akbar 5.150
- Language
- Persian
5.150
مقید دارم چه باید کرد - ملا عبد الخالق که معلم مرزا کامران بود و بابوس که در کار و امور دخلی تمام داشت بعرض رساندند که اینها را اسپ و سرویا و قسم داده باید گذاشت - مرزای مذکور به رای دولتخواهان عمل بمود - و مرزا سلمان و مرزا هندال را از بند برآورده و اسپ و سرویا داده گذاشتند - و در باب مرزا الغ حکم شد که هر هفته یک امرا نگاه دارد - و حرم بیگم کوچ مرزا سلمان از جواهر و زر آنچه در وسع می گنجید بارکان دولت مرزا انسانت کردند و برشوت همه را از راه او بردند - و این جماعه متفق اللفظ بعرض رسانیدند که مرزا سلیمان را رخصت بدخشان باید کرد که اگر روزی مهمی روی دهد به بدخشان درآمده بکومک و زور مشار الیه باز بر سر کابل میتوان آمد - این معنی مرزا را بسیار پسندیده افتاد - و بعد از چند روز مشار البه را رخصت دادند - و حرم بیگم و مرزا ابراهیم را نگاه داشتند - و چون مشار الیه بپای منار که ده معموره باشد. رسید که از کابل دو میل باشد مرزا کامران از رخصت مرزا سلمان پشمان شده کس بطلب مشار الیه فرستادند - بعضی که سخنان زیانی مانده که در حضور باید گفت - مرزا سلمان این معنی را یافته که از رخصت ما پشمان شدهاید عرضه داشت کرد که چون در ساعت نک برآمد ه ام مراجعت نمودن لایق نیست - اگر سخنان زبانی را تفصیل داده و مهر کرده فرستد بموجب حکم عمل خواهد کرد - مرزا سلمان ازان جا کوچ بموده متوجه بدخشان شدند - و مکرر کس از عقب مشار الیه فرستادن