Pramāṇa · Search · About · API

Memoir of Humāyūn and Akbar (Bāyazīd Bayāt) 5.189

Tadhkira-yi Humāyūn u Akbar 5.189

Language
Persian

5.189

چند روزی آسوده شوند و از سپاهی نیز جمعی دیگر باو همراه شوند چند روزی توقف بمودند - و مرزا هندال بهیچ چیزی مقید ناشده کوچ بر کوچ متوجه قندهار شدند - چون مرزا الغ و آن جماعه از راه گردیز متوجه قندهار شده بودند - در اندک زمان بملازمت مشرف گردیدند و بعنایات و التفات خسروانه سرفراز گشتند - و ولایت زمین داور را بمرزا الغ عنایت فرمودند - و مرزا هندال هم از راه تیری بپابوس سرافراز گشت - و جمعیت حضرت روز بروز افزون میشد - و مردم قلعه را برعکس این - محنت روی میداد - و نواب خونزاده بیگم که بایلچی گری رفته بود مرزا عسکری را نصایح بسیار بموده - قرار بر صلح شد که قلعه را بسپارد - و قلعهٔ‌ قندهار را به پسر شاه و امرای ترکمان سپردند - بعد از اندک فرصتی مرزا مراد ولد حضرت شاه از عالم رفتند - و دولتخواهان حضرت چنین صلاح دیدند که امرای حضرت شاه را رخصت داده قندهار را بگیرند - و اورق(1) را گذاشته بکابل بروند - و بشاه چیزی بنویسند که چون هنوز غزنین و کابل مسر نشد و جای دیگر که کوچ و اورق خود را توان گذاشت نبود بنابران قندهار را چند روزی بطریق عاریت بما گذارند - و امرائی که بغیر رضا بملازمت آمده اند اگر آنچه خلاف آن مقدمات که در ملازمات قرار یافته بعرض رسانند مسموع