Memoir of Humāyūn and Akbar (Bāyazīd Bayāt) 5.82
Tadhkira-yi Humāyūn u Akbar 5.82
- Language
- Persian
5.82
و از آنجا کوچ بموده بموضع میدان آمدند - روز دیگر ازان جا متوجه کابل شدند - چون بنواحیآ موضع اوزبک کلتکی رسیده بودند بابوس بیگ با ملا مقبول که دران وقت بخشی بیگی نواب مرزا کامران بود و رمزی هزاره که یساول مرزا بود و لطفی سرهندی که از یکهای مرزا بود آمده نواب بیرم خان را ملازمت بمودند - و راه سر کرده ایشان را در سر خیابان در باغ کلیی سلطان فرود آوردند که یک جانب باغ بباغ خواجه دوست خاوند متصل است و جانب دیگر بباغ چعتای سلطان و جانب دیگر بباغ خواجه معین و جانب دیگر بدریا- و این جماعه بعد بابوس در باغ چادر زده بودند که از امرای مرزا کامران کسی به بیرم خان آشنانی نکند - و بعد از سه روز که از کوفت راه برآمدند مرزای مذکور و خان مذکور را بچهار باغ طلب بموده و جمعی که در خدمت نواب بیرم خان بودند همه تاج پوش بهمان وضعی که درمیان قزلباش بودند بچهار باغ درآمدند - و در خرگاه که دیوان خانهآ مرزا بود ملازمت کرده مصحف پیشکش بموده - و چون مرزا بجهت کلام الله تعظیم کردند در اثنای این فرامین و کتابتهای که از حضرت شاه و حضرت داشتند بیرم خان بایشان داد - و ایشان نشسته مطالعه می فرمودند - و جواب و سوال که میان نواب مرزا و بیرم خان