The Book of Shāh ʿĀlam 1.1
Shāh ʿĀlamnāma 1.1
- Language
- Persian
1.1
تیغ تو اقلیم جهان بر گرفت تخت کی و تاج سکندر گرفت خیز کنون قرعهآ اقبال زن سهآ دولت بمه وسال زن ای بتو نازنده سریر شهی ذات تو آئینهآ ظل اللهی تاج شهی از تو شده سرفراز تخت ز پابوس تو گوهر طراز روشنیی دیدهٔ مردم توئی قبلهآ مقصود دو عالم توئی تخت دولت وخلافت بپایه پای نهادن شهنشه نیکبخت رخت عزت پوشید و چتر حشمت از سرفرازی سرو سایهٔ عظمت بنازش ها تازید - ملک و ملت هم آغوش گشته مبارکباد ها گفتند و از صورت دین و دولت غبارکدورت پاک رفتند - دوران لباس کامرانی در برکرد و عالم افسر حکمرانی برسرنهاد - خطبهآ حشمت واجلال خطیب سعادت نصیب بکمال فصاحت و بلاغت بر زبان فیض ترجمان خوانده صدف گوش مستمعان را از درر غرر بیان دامان دامان پر ساخت و بر پایهآ منیر آسمان سرمایه بعد حمد وثنای