Pramāṇa · Search · About · API

ʿAmal-i Shalih 1.1

ʿAmal-i Ṣāliḥ 1.1

Language
Persian

1.1.1

میتوان کرد فکر تازه بسی که در فیض را نه بسته کسی آنجا که فضل الهی است بی منت نسیم بهار چمن چمن گل مراد در بوستان امید می خندد ، و بی مدد آرایش مشاطهٔ‌ فکر [شاهد]4 معنی در حجله سخن چهره دلبری می افروزد- چه مانند فرومایکان سواد سخندانی و پست پایگان درجهٔ‌ نکته دانی فرو در ورطهآ تحیر و لجهآ حیرانی گشته وز تصور این معنی خود را درباخته - یکی بسلسله جنبانی اقبال و باندیش و تحریک بخت نیک خواه حلقه بر در دولت سرای سعادت زن - و به کارفرمائی همت پایه طلب و مددگاریآ توفیق کار ماز بنگارش صور آثار بدیعهآ آن حضرت که دیباچهآ کارنامههای احوال سلاطین ماضی و حال و دستورالعمل بادشاهان زمان ماضی و استقبال است به پرداز- چون ازین اشارت سراپا بشارت موافتت بخت و دستیاریآ سعادت از گران پایگی میان آورد، و برآمد کار از گرد تاخیر وقت برآمده زمان جلوه مائی شاهد مراد به عرصهٔ‌ شهود و ساحت نمود درآمد، لاجرم بخواست ایزدی آن عزم صائب را بزیور جزم آراسته بیاوریآ طالع کارگزار و نیرو و دستیاری3 فکر نیرنگ پرداز بیان مصارف اوقات سعیده سمات عمر شریف آن حضرت والا رتبت شمهآ از سواخ ایام دولت آن متعالی مرتبت را در لباس ایجاز و اختصار رقم زدهآ خامهآ وقایع نگار ساختم - و حالی بشکرانه دریافت قسمت این سعادت و نصیب نیک بختی که دیدهآ خرد آز کحل الجواهر تائید نوری تازه پذیرفته صورت مراد در آئینهآ معائنه جلوهگر گردید. و یکایک از پرتو فیض عنایت الهی ابواب لطف سخن و سلامت کلام بر روی خود مفتوح یافته ترکیب سخن را بدرستی مومیائی یعنی استخوان بندی بلست اوفتاد.

1.1.2

روی صدق بر زمین منت و سر ارادت بسحدهٔ‌ نیاز نهاده آیهآ کریمه الحمد لله الذی اذهب عناالحزن بر زبان راندم - و در سال هزار و هفتاد هجری از چمن آرائی این گلشن فیض فراغ کلی یافته سر رفعت باوج سپهرمینائی بر افراختم - باعلام الهام عالم بالا این خجسته نامه را که همایون آغاز و فرخنده انجام باد ، بعمل صالح موسوم ساخته لطیفهٔ‌ فیض الهی که عدد حروفش با سال مذکور موافق است ، تاریخ امامش یافتم - امید آن دارم که یاران حرف گیر و عزیزان نکته چین از سر طعن و طنز در گذشته ، برطب و یابس کلام نه پیچیده با چون منی مسکین که از غایت پست پایگی پلهآ حرف شناسی را عرش المعرفت دانش می داند، و از غایت ناقص نهادی مانند کودکان ابجد شمار صف نعلین دبستانرا سدرة المنتهیا کمال می شمارد- از راه چون و چرا در نیامده هر جا سهوی و خطای بنظر در آید بذیل عفو بپو شند - طلوع نیر اعظم وجود مسعود این مظهر موعود یعنی والا حضرت حهانبانی کشورستانی از مشرق ولادت سراسر سعادت و آرایش یافتن صفحهآ روی زمین و زمان از زیور نور ظهور آن حضرت چون سرانجام نظام مصالح کارخانه عالم و انتظام منهام دارالخلافهٔ‌ آدم بی اهتمام کارگزاران اعمال سلطنت کبری، که بر طبق فحوای الملک و الدین توامان ثانئی درجه عالیی رسالت بل همسر پایهآ والآی نبوت است متمشی نمی شود و تنظیم سلسله امور جمهور برایا و حل و عقد مشکلات قضایا بی تعهد ستکفلان نظام احوال عالمیان دست تمی دهد- لاجرم حکیم علی الاطلاق جل برهانه بحکم حکمت کامله جهت رعایت مصلحت عباد و اصلاح مفاسد عالم کون و فساد در هر قرنی از قرون هنوز نیر اعظم جاه و جلال صاحب دولت آن عهد مایل بزوال نگشته سعد اکیر وجود مفیض الجود اقبالمندی دیگر را از مطلع ایجاد طالع گردانیده به پرتو نظر عنایت و یمن سایهآ ترهیت آن فرمانروای وقت سزاوار مرتبهآ ظل التهی می سازد و شایستهٔ‌ منصب خلافت کبریل و قابل مرتبه شاهنشاهئی والا نموده قوانین سروری و قواعد رعیت پروری بفیض فضل خود می آموزد.

1.1.3

تا چون نوبت فرمانروائی بدان دست پرورد و عنایت خدائی رسد بی استعمال فنون تدبر و تفکر و استحصال انواع تجربه و امتحان در تنفیذ اوامر و نواهی و رعایت احوال رعیت [و] سپاهی بر بصیرت کلی مدخل تواند نمود- و سائر آداب جهانگیری و جهانبانی مثل تعمیر و توفیر ممالک و خزائن و تدبیر منازل و مدائن وغیره اینها از روی آگاهی و دانستگئی تمام تصرف تواند نمود- مصداق این قرار داد حکمت بنیاد طلوع نیر اعظم اوج خلافت و بادشاهی از مشرق عظمت ظل الهی یعنی ولادت با سعادت سلطان سلاطین روی زمین ثانیآ صاحب قران سعادت قرین شهابالدین ممد شاهجهان بادشاه غازی ، بعد از انقضای دوازده گهری و پنجاه پل که عبارت است از پنج ساعت و ده دقیقه از شب پنجشنبه سلخ ربیع الاول از روی رویت و غرهآ ربیع الثانی بحسب دستور العمل اهل تنجیم، از شهور سنه هزار هجری موافق بست و پنجم دیماه الهی سال سی و شش اکبری در دار السلطنت لاهور وقوع یافت.

1.1.4

و آن فرخنده شب از پرتو ظهور آن آفتاب فلک نیک اختری سرشار سور و سرور و لبریز ازضیا و نور افتاد وکوکب آمال و امانی جهان به بیت الشرف اقبال انتقال بمود - و عالم پیر از استقامت عنهد میلادش عصا بدست آورد - از پرتو جلوهآ بری رویان بارگا، سلیمانی رو کش نگارخانه چمن و رشک بهشت برین گردید - و از شگفته رونی آن گل زمین نور آگین ابواب نشاط بر روی جهانیان مفتو ح گشته عالمی بکام دل رسید ، و پیرایه طرب و سرور سرمایه آرایش هنگامهآ جشن آمده کثرت صلات و انعامات بسرحد کمال کشید، و از رسائی مواد احسان و مواید انعام سلسلهآ آرزو [ی] رشته امل دراز ارباب آز و نیاز بکوتاهی گرائید - اعیان شعرا در باب تهنیت درر غرر اشعار آبدار آویزهآ گوش و گردن روزگار ساختند - و تواریخ بدیعه در سلک نظم کشیده بصلات گرامند [گرانمند] خورسند گشتند - از جمله آن یافته تاریخ کلیم :