Pramāṇa · Search · About · API

ʿAmal-i Shalih 1.1.2

ʿAmal-i Ṣāliḥ 1.1.2

Language
Persian

1.1.2

روی صدق بر زمین منت و سر ارادت بسحدهٔ‌ نیاز نهاده آیهآ کریمه الحمد لله الذی اذهب عناالحزن بر زبان راندم - و در سال هزار و هفتاد هجری از چمن آرائی این گلشن فیض فراغ کلی یافته سر رفعت باوج سپهرمینائی بر افراختم - باعلام الهام عالم بالا این خجسته نامه را که همایون آغاز و فرخنده انجام باد ، بعمل صالح موسوم ساخته لطیفهٔ‌ فیض الهی که عدد حروفش با سال مذکور موافق است ، تاریخ امامش یافتم - امید آن دارم که یاران حرف گیر و عزیزان نکته چین از سر طعن و طنز در گذشته ، برطب و یابس کلام نه پیچیده با چون منی مسکین که از غایت پست پایگی پلهآ حرف شناسی را عرش المعرفت دانش می داند، و از غایت ناقص نهادی مانند کودکان ابجد شمار صف نعلین دبستانرا سدرة المنتهیا کمال می شمارد- از راه چون و چرا در نیامده هر جا سهوی و خطای بنظر در آید بذیل عفو بپو شند - طلوع نیر اعظم وجود مسعود این مظهر موعود یعنی والا حضرت حهانبانی کشورستانی از مشرق ولادت سراسر سعادت و آرایش یافتن صفحهآ روی زمین و زمان از زیور نور ظهور آن حضرت چون سرانجام نظام مصالح کارخانه عالم و انتظام منهام دارالخلافهٔ‌ آدم بی اهتمام کارگزاران اعمال سلطنت کبری، که بر طبق فحوای الملک و الدین توامان ثانئی درجه عالیی رسالت بل همسر پایهآ والآی نبوت است متمشی نمی شود و تنظیم سلسله امور جمهور برایا و حل و عقد مشکلات قضایا بی تعهد ستکفلان نظام احوال عالمیان دست تمی دهد- لاجرم حکیم علی الاطلاق جل برهانه بحکم حکمت کامله جهت رعایت مصلحت عباد و اصلاح مفاسد عالم کون و فساد در هر قرنی از قرون هنوز نیر اعظم جاه و جلال صاحب دولت آن عهد مایل بزوال نگشته سعد اکیر وجود مفیض الجود اقبالمندی دیگر را از مطلع ایجاد طالع گردانیده به پرتو نظر عنایت و یمن سایهآ ترهیت آن فرمانروای وقت سزاوار مرتبهآ ظل التهی می سازد و شایستهٔ‌ منصب خلافت کبریل و قابل مرتبه شاهنشاهئی والا نموده قوانین سروری و قواعد رعیت پروری بفیض فضل خود می آموزد.