Akhbar al-akhyar 158
Akhbār al-akhyār 158
- Language
- Persian
158
براین نسبت اسم و مسمی هردو یکی باشد و بیشبهتی و شکی باشد. ای برادر! حرف «ها» از میان جان متصاعد میشود و از مکامن اسرار به جهان اظهار میآید و او را به هیچ محلی حلولی و به هیچ مکانی نزولی نمیباشد. لب و زبان را که وکیل در سلطان دلند، از دور اوان گفت آگاه نمیشوند از برای آن که مستکشفان اسرار احدیت و مستبصران انوار صمدیت را معلوم گردد که چون اسم از تبدیل آو انتقال و تحول1 به محال مقدس بود، هر آیینه مسمای این اسم مقدس از تمکین2 به مکان و از تزمن به زمان مقدس بود. ذلک سر عزیز. ای برادرا هو اسم اشارات است، هر آیینه به ذات مشار الیه باشد نه به محاسن صفات او. این سر آن معنی است که واصلان گفتهاند که عشق برذات واقع شود، نه برصفات، خصوصا ذاتی که کمال او موقوف ماهو زائد علی الذات نباشد. این معنی دقیق نزد ارباب تحقیق دلیل است بر تقدم ذات بر صفات، نه تقدمی که موجب مغایرت بود، بل تقدمی که مثبت3 وحدت بود تا «سر التوحید اسقاط الاضافات» پدید آید. ای برادرا اسم هو است که اسم ذات است، مطلق، نه معلوم و نه مشتق. ای برادرا اسم مشتق از اشتراک غیر خالی نبود آنچه از اشتراک غیر خالی نبود بنای وحدت بدو عالی نبود. اسم معظم هو به اتفاق عشاق مشتق نیست و جز دلیل بر وحدت مطلق نیست، بدین نسبت اسم معظم «هو» بود. چون هو او بود و ذلک رمز لطیف، ای برادرا فرد مطلق آن بود که او را به هیچ چیز صفت نتوان کرد. زیرا که وصف چیزی به چیزی مقتضی مغایرت بود میان ذات موصوف و صفت به دلیل استغنای موصوف از صفت و افتقار صفت به موصوف. حاصل آن که اخبار از چیزی به عین ذات نتوان کرد. بدین قضیه اخبار از چیزی به چیزی دیگر توان کرد.4 بدین نسبت دراین معنی تعدد و تکثر بود. تعدد موجب نفی وحدت بود. چون این معنی عزیز در ذهن مقرر شود، بتوان دانست که جمله اسمای مشتقه و اعلام قاصرند از اخبار ذات بیکیف حضرت مقدس او و اسم معظم هو مخبر است از حقیقت احدیت فرد مطلق و مظهراست مرمعنی صمدیت اله برحق را لا اله الا الله (محمد، 19/47)5. ای برادرا اسمای مشتقهآ داله بر صفات و صفات را نتوان شناخت مگر به اضافت و توحید، اسقاط اضافت است که «التوحید اسقاط الاضافات». بیت: