Akhbar al-akhyar 165
Akhbār al-akhyār 165
- Language
- Persian
165
«قال بعض المشایخ من عرف معنی اسم هو، نسی ماسواه من الاسماء» یعنی هرکه بر معنی فردیتها وقوف یابد، نظرش بر عالم وحدت افتد از کثرت و اضافت بپرهیزد و در ذیل یگانگی آویزد. چون از یکی به یکی ناظرشود بر در سرادق وحدت حاضر شود. از خود بی شعور شود و در پرتو آن نور شود، واله و حیران گردد و در وله و حیرت حق وجود اوآن بود که در بحر شهود غرق گردد و به فرد مطلق مستغرق گردد. او را دراین مقام با هیبت از کجا پروای یادداشت اسامی ماند. ای برادرا هرکه . او را بشناسد هر آیینه به بی چونی شناسد، به بیچون اشارت محال بود و از بی چون عبارت ضلال بود، «و ذلک سر لااله الا الله من احب شیئ اکثرذکره1» بدایت عشق چون قدم در کوی گفت و گوی باشد، باز چون به عالم رفت و روی رسد. «ابعدهم عن الله اکثر هم ذکر الله1» جمال نماید بی چاره عاشق از درد دل پیوسته میگوید: