Pramāṇa · Search · About · API

Akhbar al-akhyar 195

Akhbār al-akhyār 195

Language
Persian

195

منقول است که چون وی خواست که مجاهده پیش گیرد، دراین باب به خدمت خواجه قطبالدین عرض کرد. خواجه فرمود که طی بکن. وی طی کرد و تا سه روز چیزی نخورد. سوم روز وقت افطار شخصی چند نان پیش آورد، دانست که از غیب است. بدان افطارکرد و2 درونه شیخ آن را بر نتافت و به تمام بیرون انداخت. این معنی به خدمت پیر عرضه کرد. فرمود که مسعود3 بعد از4 سه روز از طعام خماری افطار کردی. اما عنایت باری در باب تو کارگر شد که آن طعام در معدهآ تو جای نیافت. حالا برو سه5 روز دیگر طی کن و آنچه از غیب در6 رسد7بدان افطارکن. سه روز8 دیگر طی کرد. چون وقت افطار شد، هیچ طعامی پیدانشد، تا یک پاس شب بگذشت، ضعف غالب شد، نفس از حرارت سوختن گرفت. دست مبارک جانب زمین فراز کرد، چندان سنگ ریزه از زمین برداشت و در دهان انداخت. آن سنگ ریزه در دهان او شکرگشت. چون این حال معاینه کرد، با خود گفت: این معنی نباید که از مکر باشد. از دهن بیرون انداخت، باز هم چنان مشغول حق شد9، تا نیم شب گذشت. ضعف غالب ترشد، چند سنگ ریزه دیگر از زمین10 برداشت، آن نیز شکر شد. همچنین تا سه بار این کرامت معاینه کرد. به تحقیق دانست که این معنی از حق است. چون روز شد، به خدمت خواجه قطبالدین رفت. فرمود که نیکو کردی1 بدان افطار کردی که آن از غیب بود. بر او همچو شکر شیرین خواهی بود. او را2 از آن گنج شکر خوانند. این چنین است در سیرالاولیا و در باب تسمیهآ او به شکرگنج، غیراز3 این چیزی دیگر مشهوراست که میگویند: سوداگری شکر بارکرده میرفت. خواجه از وی شکر طلبید. سوداگرگفت که این نه شکر است، این نمک است. خواجه گفت نمک باشد. سوداگر چون بارها را4 بگشاد، همه نمک برآمد. پیش شیخ آمد و عذر خواهی نمود. عرضه داشت کرد که دعا کنید که این نمک شکر گردد. فرمود: شکر گردد. خانخانان محمد بیرم خان که با وجود علو منصب [و] جاه و جلال زیاده از هر چه تصور توان5 نمود، به سلوک طریقه6 درویشان و اعتقاد محبت ایشان وجود و تواضع و رعایت طریقت «التعظیم لأمر الله والشفقة علی خلق الله7.» اتصافی کامل وتوفیقی شامل داشت ومصدوق «عاش سعیدا ومات شهیدا8» بود. مضمون این قضیه را نظم کرده و گفته است: