Akhbar al-akhyar 230
Akhbār al-akhyār 230
- Language
- Persian
230
6 از نیک و بد برتافتم این سعادت از قبولش یافتم کنوزالفواید از ملفوظات شیخ صدرالدین است که یکی از مریدان او که خواجه ضیاءالدین نام دارد، جمع کرده است. در آنجا می نویسد: «من وصایا الشیخ صدرالدین الی بعض مریدیه». در کلام قدسی حکایة عن الله تعالی. رسول علیه السلام می فرماید: «لا اله الا الله حصنی فمن دخله أمن من عذابی.» کلمهآ لا اله الا الله1 حصن من است. هرکه در آید در حصن من ایمن گردد2 از عذاب من. حصن است و حصار، حصار آن است که گرد بر3 گرد درگیرد، فاماگاه نگاه دارد و گاه نگاه4 ندارد. حصن آن است که گرد گیرد و نگاه دارد و درآمدن در این حصن بر سه نوع است: ظاهر و باطن و حقیقت. ظاهر آنکه خوف و رجا به جزاز خدای زایل گرداند که اگر همه عالم خصم شوند یا دوست، به غیر حکم او هیچ نفع و ضررو خیر و شرنتواند رسانید. قوله تعالی «وان یمسسک الله بضر فلا کاشف له الاهو وان یردک بخیر فلارآة لفضله،» (یونس، 107/10)5 باطن آنکه تحقیق گردد6 که هر چه پیش آز مرگ به زندگانی در این سرای فانی رسد، جاودانی نیست و رقم قلم عدم براو رفته. قوله تعالی «کل من علیها فان» (رحمان 26/55)7 ثباتی ندارد و به هستی و نیستی آن التفات ننماید در باطن آن درآمده باشد. حقیقت آن است که آرزوی بهشت و خوف دوزخ در دل نیارد. جز به حق قرار نگیرد «فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر» (قمر، 55/54)8 چون آنجا رسد بهشت خود در طبع او گردد و دوزخ از وی گریزان باشد. نیز می نویسد: قال «الشیخ الامام العارف صدرالحق والشرع9 والدین رضی الله عنه فی بعض وصایاه لبعض المریدین1»: اول قدم در متابعت رسول الله -صلی الله علیه و سلم - ایمان آوردن است. بدانچه او ایمان آورد و ثابت بودن بر آن و آن ممکن نگردد الا بدانکه بنده بدان2 اعتقاد کند. بیشک و بیشبهه و به زبان اقرار آرد به طوع و رغبت با محبت و معرفت، که خداوند -جل و علا یکی است درذات، و یگانه است در صفات خود، موصوف است همیشه به صفات کمال، قدیم است با جملگی اسما و صفات و افعال، منزه است از ادراک اوهام و افهام، مقدس است از سمات حدوث و عوارض و اجسام، همه عالم آفریدهآ اوست. چونی و چگونی بر ذات وصفات او درست نیست. از هیچ وجه به هیچ چیز نماند و هیچ چیز به هیچ وجه بدو نماند. پیغامبران -صلواتالله3 علیهم - فرستادهآ اویند. محمد رسول الله -صلی الله علیه و سلم - فاضلتر جمله پیغامبران4، آنچه او فرموده راست و درست است. در آن هیچ تفاوت نیست، خواه عقل کیفیت آن را دریابد، خواه درنیابد. اما آنچه درنیابد5 تسلیم باید کرد، تا درستی اعتقاد حاصل آید. بدانچه رسولالله - صلی الله علیه و سلم -خواست و دانست و به کیفیت مشغول نگشت و اگربر تأویل موافق آیات واخبار محکم حمل افتد، روا باشد. علامت صحیح6ایمان در دل آنکه اگرنیکویی کند، شاد شود، اگربدی کند بدش آید و علامت استقامت در ایمان یقین باشد7 به آنکه خدا و رسول خدا8 دوست ترباشند نزد او از غیر9 ایشان از روی ذوق و حال نه از روی علم وایمان.