Pramāṇa · Search · About · API

Akhbar al-akhyar 290

Akhbār al-akhyār 290

Language
Persian

290

اشهر واعظم خلفای شیخ نظامالدین اولیاست. صاحب سر2 و وارث احوال او3 و4 ولایت دهلی بعد از شیخ نظامالدین به وی انتقال یافت. به غایت اتباع شیخ داشت. طریقهآ او فقر و صبر و رضا5 و تسلیم بود. نقل است که روزی به امیر خسروکه محرم خلوت خاص شیخ نظامالدین بود، التماس کرد که ازوی به خدمت شیخ عرضه6 کند که من بنده در «اوده» میباشم، و از سبب مزاحمت خلق مشغول نمی توانم بود، اگر فرمان شود، در صحرایی7 خدای تعالی را به فراغ خاطر عبادت کنم. امیر خسرو را معهود بود که بعد از نماز خفتن به خدمت شیخ رفتی و بنشستی و از1 آنچه گذشته بودی، نقل کردی. در این وقت عرض2 داشت شیخ نصیرالدین محمود گذرانید. شیخ فرمود: او را بگو که تو را در میان خلق میباید بود3 و جفا و خفای خلق میباید کشید، و مکافات به بذل و عطا میباید کرد. آوردهاند که وقتی شیخ او را در خلوت طلبید و گفت: در دل چه داری و مقصود تو از این کار چیست؟ و پدر تو چه کار کردی؟ گفت که مقصود من دعای مزید حیات خواجه و راست کردن نعلین درویشان است. و پدر من غلامان داشت که سودای پنبه میکردند. بعده شیخ فرمود که بشنو: در آنچه من به خدمت خواجهآ خود4 فرید الحق والدین پیوستم، روزی دراجودهن دانشمندی که یار و هم سبق من بود، پیش آمد. چون مرا با جامههای ریمگین و پاره دید، پرسید که5 نظامالدین تو را چه روز پیش آمد تا این غایت، اگر در این شهر تعلیم6 میکردی، اسباب معیشت به فراغت به هم میرسید. من این سخن از آن یار شنیدم، هیچ نگفتم. به خدمت خواجه رفتم. پرسید: نظامالدین اگرکسی از یاران تو پیش آید و بگوید که این چه روز7 است که تو را پیش آمد و ترک تعلیم8 که موجب فراغت و رفاهیت است، گرفتی، جواب چه گویی؟ عرضه داشت کردم9 که هرچه فرمان شود، بگویم. فرمود که بگو: