Akhbar al-akhyar 292
Akhbār al-akhyār 292
- Language
- Persian
292
بعده فرمود: تا خوانی به طعام پرکرده بیارند. فرمود: نظامالدین این خوان را بر سرکن و در آن مقام که آن یار11 فرود آمده است، ببر. همچنین کردم. دیگر آن یار انصاف من داد و گفت: مبارک باد تو را این صحبت و این حالت. شیخ نصیرالدین محمود میگوید که این و امثال این تلقین کرد. بعد از آن ریاضت و مجاهده فرمود: گاهی ده روز میگذشت و من چیزی نمیخوردم. بیشتر احوال از بس1 که شهوت مزاحمت میداد، ترشی میخوردم. آوردهاند که سلطان محمد تغلق شیخ نصیرالدین محمود را با این کمال رتبت که داشت، ایذاها کردی و در سفرها همراه2 خود گردانید. گویند که وقتی او را جامه دار خود گردانیده بود، و او3 این همه را به موجب وصیت پیر خود تحمل کردی و دم نزدی، رحمة الله تعالی علیه. وفات او هژدهم ماه رمضان سنهآ 4757 سبع وخمسین و سبعمائة. وقتی سلطان محمد تغلق برای شیخ نصیرالدین محمود طعام5 فرستاد در آوندهای زر و نقره، و باعث فرستادن این جز ایذا نبود. یعنی اگر ابا آورد6 و طعام7 نخورد همین را مادهآ ایذا سازم. اگر بخورد، گویم در کاسهآ زرین خوردی نامشروع گردی. خدمت8 شیخ هیچ9 نگفت. یخنی از کاسهآ زرین که در آن بود برآورد بردست نهاد. پس به زبان نهاد و خورد، بداندیش خایب و خاسر ماند.