Akhbar al-akhyar 341
Akhbār al-akhyār 341
- Language
- Persian
341
نقل است که وی میگفت: وقتی به خدمت4 شیخ نظام الدین در آمدم، دیدم که برکهت5 نشسته است مستقبل قبله و روی و چشم مبارک جانب آسمان داشته و مستغرق جمال حق گشته. من6 ترسیدم که در محلی نازک درآمدم، نه مرا راه برگشتن و نه جای ایستادن. یک ساعت نیکو ایستاده بودم و هیچ کس از خادمان حاضرنه. بعده شیخ نظامالدین بلرزید، چنانکه گنجشک بلرزد و به عالم خود باز آمد، و بر چشمهای مبارک خود7 دست بمالید و پرسید تو کیستی؟ گفتم عزیز است. بعده شفقت فرمود و مرحمت بسیار کرد، رحمة الله علیه.