Akhbar al-akhyar 381
Akhbār al-akhyār 381
- Language
- Persian
381
در اوایل به کار مشغول بود و ملک و ملک زاده را3 یار کرده بود. در آنچه سلطان علاءالدین در عهد امیری اقطاع کرده4 داشت این بزرگ پیش او کارهای شگرف کردی. در آخر به سعادت ارادت شیخ نظامالدین اولیا- قدس سره - مشرف شد. با اختیار از سردنیا برخاست. چون سلطان علاءالدین بر سریر سلطنت مستقر یافت، خواجه مؤیدالدین را یاد کرد. چون شنید که5 تارک دنیا شده و سر بر آستانهآ شیخ نظام الدین نهاده است، بر شیخ گفتهای فرستاد که مخدوم، خواجه مؤیدالدین6 را رخصت فرمایند7 تاکاری8از پیش ما برگیرد. شیخ در9 جواب گفت10 که او راکاری11 دیگر پیش آمده است، در12 استعداد آن کار است. این سخن بر حاجب سلطان علاءالدین گران نمود13 و گفت: مخدوم! شما همه را می خواهید که همچو خود کنید؟ فرمود: همچو خود چه باشد؟ بهتر14 از خود میخواهم.15 چون پادشاه این سخن شنید دست از او بداشت. قبر او در پایان روضهآ شیخ نظامالدین اولیاست، رحمة الله علیه. ظاهر و باطن او به اوصاف سنیه1 و صفات علیه آراسته بود. راه و روش تصوف نیکو دانستی. غایت2 شیفتگی به سماع داشت. در تقریر سخن و توجیه آن ممتاز بود. و3 به زیارت حرمین شریفین مستفید4 شده. میان یاران اعلای5 شیخ نظامالدین اولیا به غایت متمکن و مبجل بود.6 به نظر خاص شیخ ملحوظ و محفوظ. قبر او در آن7 شهر دهلی سلطان علاءالدین است. سکونت او هم آنجا بود. هم8 در جوار خانهآ خود مدفون گشت. [رحمة الله علیه]