Akhbar al-akhyar 47
Akhbār al-akhyār 47
- Language
- Persian
47
و چون ذکر مشایخ از دیار عرب و عجم در کتب و صحایف ارباب مسطور و مذکور شده است، چنان مخطور خاطر فاتر شد که آنچه از اخبار و آثار ثبت آن دراین اوراق اختیار افتد، بعد از ذکر حضرت پیر دستگیر شیخ العالم والغوث الاعظم فرد الاحباب قطب الاقطاب غوث الثقلین شیخ محیی الدین ابو محمد عبدالقادر الحسنی الجیلانی - رضی الله عنه -مخصوص مشایخ این دیار باشد، یعنی دیار هندوستان که مقام خاص غربا و محبان و دوستان است، زیرا که اگرچه احوال بعضی از مشاهیر ایشان مسطور و مزبورشده لیکن اخبار اکثری از مشایخ و علما و اتقیای دیگر که از زمان ابتدای فتح اسلام که زمان ظهوراین کرام در این دیار است، در هر1 عصری و عهدی معروف و مشهور بودند، در کتابی معین و مبین مسطور2 نیست مگر در بعضی ملفوظات و رسایل به بعضی از تقریبات و وسایل مذکور شده یا برالسنهآ خواص و عوام مشهور گشته و جماعهآ دیگر از متأخرین قریب این زمان که هنوز احوال و اوصاف ایشان به زبان قلم نرسیده واز السنهآ اهل عصر سر بیرون نکشیده است. پس در این صحیفهآ شریفه که مجموعهای است از عجایب اخبار و آنار و غرایب حقایق و اسرار از ابتدای زمان خواجهآ بزرگ معین الحق و الشرع والدین تا منتهای الف عاشره که تاریخ کتابت این کلمات متین است آنچه از احوال اولیا واصفیا و عرفا و مشایخ و بزرگان دین و مقتدایان ارباب یقین درکتب و رسایل و در ملفوظات مشایخ چشتیه و غیرهم در نظر آمده و از ثقات روات که جانب صدق ایشان راجح بلکه متعین باشد، با استعمال نوعی از تفرس و اعتبار و امتحان و اختبار که واجب وقت کاتبان تاریخ و مستمعان اخبار است شنیده شده، نوشته آمد. جماعهآ دیگر از علما و صلحا که به سمت امتیاز موسوم و به صفت اشتهار معلوم بودهاند، خصوصا از صلحای طبقهآ اسکندریه که زمان صلاح و تقوی و ورع و دیانت و صیانت بود و بسیاری از اکابر و علما از اطراف و اکناف عالم از عرب و عجم در آن زمان تشریف آورده در این دیار توطن فرمودند. جماعهآ دیگر نیز اگرچه به نشان ولایت و کرامت موسوم نبودهاند ولیکن ذکر ایشان در محافل و مجالس به خیریت میرانند و در بعضی جهات و1 خیرات ممتاز و متفرد میدانند، شاید که به2 بعضی تقریبات و مناسبات مذکور شده باشد و به این ملاحظه این کتاب را اخبار الاخیار فی اسرار الابرار نام شد و در تعریف و توصیف حد و اندازه را نگاه داشته و طریقهآ مبالغه را فروگذاشته، آنچه مناسب حال هر یک بود نگاشته آمد و آنچه از تصنیفات و تألیفات و مکاتیب و رسایل ایشان که در معاملات طریقت و مکاشفات حقیقت یا در وعظ و نصیحت و ارشاد و تربیت در نظر رسید، البته چیزی از وی ثبت گردید و اگرچه در بعضی مواضع به سبب اشتمال بر فواید و منافع به کثرت و تطویل3 انجامیده و سیاق4 کلام از اتساق5 و انتظام برآمده باشد و لیکن چون مقصود از این جمع استفادت سالکان این راه و طالبان درگاه است نه استطابت وقت متصنعان6 طریقهآ فضیلت و متکلفان شیوهآ صیانت7 از آن باقی8 ننمود و اگریکی مطمح نظر بر سیاق قصص و سباق حکایات برگمارد، گو تا آن اوراق را9 گردانیده رو به مقصود خود آرد و اگر در وقت کتابت آن نیز قصد اختصارکند و بر آنچه از آن کلمات مقصود او افتد اقتصارنماید نیزرخصت است و همچنین باید که در هر جاکه بر سهو و خطا وقوف یابند، در طریق اصلاح وتصحیح آن بشتابند: «ان الله لا یضیع اجرالمحسنین» (توبه 120/9)1 و آنچه مناسب حال کاتب این سطور - عصمه الله عن التفرقه و الفتور - افتاده است که اگر ذکر بزرگان که تمییز و تعیین درجات و مراتب ایشان در وسع و طاقت ما2 مسکینان است، به ترتیب وقت و زمان3 کرده آید و تقدم و تأخر زمانی را رعایت نماید به ادب و احتیاط نزدیکتر خواهد بود، مگر در بعضی مواضع به سبب بعضی از تقریبات و مناسبات شاید که خلاف این مقرر نیز به وقوع آمده باشد.