Riyāḍ al-inshāʾ p309
Riyāḍ al-inshāʾ p309
p309
بی احتمال عروض مشاق بلمعان تیغ آفتاب اشراق محصل و مقدر گردد - شعر :توجه وفد¹ النصر والفتح حيث ما توجه فی عون الاله لوائه فكل مكان مس حافر خیله تخلص من أيدى الفناء فنائه قطعه :- عبیری بیامیخت مشاطهٔ فتح عروس ظفر را زگرد سپاهت به هر سو که رو آوری چشم دولت بمژگان به روبد همه خاك راهت وسطح اقاليم جهان ساحت بستان قصر قدر آن صاحبقران آید و اصناف مختلفهٔ نوع انسان انوار و ازهار متلونهٔ چمن آن نماید - بیت :ای ملك ترا عرصهٔ عالم سرکوئی در ملك تو تا ملك سلیمان سر موئی و هر چند محقق است² که مبادی بوادی ثنای آنحضرت بی انتها است و سرحد عد و احصای آن بیرون تخطی اقدام کیاست و نهی، و بگوش هوش اقلام از ملهبان عالم قدس خطاب لم تكونوا بالغيه الا بشق الانفس متواصل و ارومهٔ عبارت و جرثومهٔ کنایت و استعارت در مناهل فکر و مراحل حروف نازل ، و قبایل شمایل و جلایل فضایل آن پادشاه مهالك قلوب افاضل از منازل تعقل و ادراك راحل - شعر :ايمتد نحو النجم راحة قاصر واین الثريا من يد المتناول و اما قلم سودائی مزاج را قوت³ باعثه وصول کمال ، که ما يتم به النوع است ، مقتضی شروع درین مقال آمد ، و واضح و هویدا است که اجل رتبت قصهٔ⁴ آنست که ذوق شربت شکر از کاسهٔ زبان بقوت ذایقهٔ انسان رساند - بنابرین کمر خدمت برمیان جان بسته از شکر و ثنای آن فلك جناب باکتساب کمال انتساب داد و بسبب كثرت شوق تذكار از صوب ایجاز و اختصار در سعت اسهاب و اطناب افتاد، چه سلوك طريق اطناب نزد اولی البلاغة والالباب در بعضی محال اولی و اخری است - لمؤلفه :-