Pramāṇa · Search · About · API

Riyāḍ al-inshāʾ p338

Riyāḍ al-inshāʾ p338

p338

نهاية آمالي لقاءك مرة فيا ليت شعرى هل يساعدنى الدهر بیت :-- چندان ز روزگار مرا مهلت آرزوست كز خاك آستان تو چشمم شود قرير1 در تاریخ اوسط2 شهر الله الاصم ، كه بر فلك سنين و عوام و بروج اشهر حرام بدر اتم است 3 ، اين ضراعت نامه بارسال آن آستان دار المقام سمت كرامت يافت مشعر و مخبر ازانكه نقود آمال جنان ، كه در كتم كان امكان موضوع و دفين بود ، بالتفات ضمير خورشید نظیر و برکات نظر اکسیر تاثیر آن خاندان جمشید سریر4، خورشید تنویر در بوته دل به نار نیاز مسبوك گشته در دار الضرب ايام بدست توفيق حصول مسكوك است ـ بیت :-ازان زمان که بر آن آستان نهادم روی فراز مسند خورشید تکیه گاه من است شعر :-- لا شکر کم مادمت حیا و ان است ولم اوفه ، اوصيت بالشكر آليا و یوسف رجا ، که از چنگال نکال اخوان 5 گرگ نشان زبان در چاه تحسر6 و تاسف بر مقتضی وا اسفا على يوسف مبتلا بود ، عزیز مصر وجود و گنجور خزائن مطلوب و مقصود است - الحمد لله الذي فضلنا على كثير من عباده و خصصنا بتشبث اذیال اهل وداده ـ و اعظم مواهب آن که در موازات هر موهبت حمید و نعمت جدید آیه کریمه لان شكرتم لازيدنكم ولان كفرتم ان عذابي لشديد آئينه بصر بصيرت و روزنه قصر سریرت داشته مذاق جان را به شکر شکر جزیل و شربت حمد 7 جميل رب قد آتيتنى من الملك و علمتنى من تاويل محلى میدارد ـ شعر :-و لو ان لى في كل سنبت شعرة لسانا لما استوفيت واجب حمده