Riyāḍ al-inshāʾ p401
Riyāḍ al-inshāʾ p401
p401
سلك انتظام باشد ، و درر ۱ رضای احرار و ابرار از اصداف لیل و نهار و بحار زخار روزگار بیرون آرند و آنرا قلادهٔ گردن حسنات اعمال ودرة التاج ناموس و اقبال و گوشوارهٔ نو عروس حصول آمال سازند، و وضع شی در موضع خویش بی عروض تخلل کم و بیش بتقديم رسانند ، و بنیان احوال بعضی از قطان خطه خاك ، که از ظلم ظلمهٔ بيباك مختل ۲است ، چون طاق مقوس و رواق مقرنس افلاك استوار گردانیده و ساحت سینهٔ بنی نوع انسان را مانند صومعهٔ دل عارفان از خاشاك ملال پاك دارند - و خلایق را ، که ودائع خالقند ، از تعرض تطاول این و آن در کنف امان محفوظ و بعین عدل و احسان ملحوظ سازند - و بیت القصيدة كلام و حاصل الجريدة پیام آنکه درین حین یقین گشت که بوم ظلم و عدوان و جغد تغلب بعضی ناکسان باطاؤس ناموس جناب سلالة الاكابر، مجامع المحاسن والمفاخر ، خواجه شیخ اویس گنجی در مقابله آمده مخلب تعرض و منقار تاذی دراز کرده اند ـ اما از ادراك قمه قدرت آن خاندان عزت مقرون چشم بصیرت آن خسیسان دون از کحل توفیق غیر مکحولست ، و از تنسم ۴ فوايح گلستان مکارم آن دودمان مشام جان شان جعل صفت معلول ، لاجرم صدور این چنین افعال شنیعه و ظهور این نوع اعمال بضیعه از آن خبیثان ناپاك و لئيمان بيباك عجيب و غریب نمود ، لیکن خرد خرده دان ، که صراف بازار مملکت امکان است ، درین کار بسیار حیرانست که باوجود طلوع آفتاب دولت آنحضرت زمرهٔ خفاش و گروه اوباش را چه قدرت تعرض طاؤسان بوستان قدسست و کجا یارای ایذای شاهبازان فضای انس، شعر : - اذا عير الطائي بالبخل مادر و عير قيسا بالفهامة ۵ با قل و قال السها للشمس انت خفية و قال الدجى للصبح لونک خایل فياموت زران الحيوة ذميمة و یا نفس جدی ان دهرك هازل زیرا که اعظم اسباب منع و ظلم و عدوان از ساحت فیض مساحت جهان خوف حکام زمانست ، كما قال عثمان ابن عفان ان الله ليخوف بالحكام اكثر مما يخوف بالقران ، بنا برین مقدمات بديهة الانتاج توقع از فیضان انوار آن شمس وهاج آنست که ظلال