Advice to Jahāngīr 291
Mauʿiẓa-yi Jahāngīrī 291
- Language
- Persian
291
لا جرم این نامستعد ، هیچ مدان ، عد باقر نجم ثاتی ببدرقهآ عنایت بیغایت ربانی همواره مایل استماع داستان تصیحت فرجام و راغب مطالعه کلام حکمت انجام بوده ، هرگاه دست بدامن فرصت میرسانید10 ، و از مضیق مجالست یاران رسمی که مصاحبت اغلب ایشان از زهر افعی کار گر تر است و از مخاطرهٔ جان دادن دشوار تر، کالبرق الخاطف نجات می [25l. 4a] یافت ، این معنی را فوزی عظیم دانسته بتزکیه11آ خویش مشغول می شد و اوقات عزیز را صرف سخنان بدایع نگار و کلمات [3a .251] سپاس و ستایش مر حکیمی را که بحکمت بالغم و صنعت کامل از عین حکمت بی دستیاری شریک و سهیم ، و بی آنکه بآلات1 و ادوات محتاج شود ، و بمظاهرت و معاونت مفتقر2 گردد ، بمجرد ابداع دو حرف کاف و نون این عالم گوناگون را از نهانخانهآ عدم بعالم ظهور در آورد - و بقلم قدرت رقم خلقت را بر صفایح 3 بروز نگاشته ، کارخانهآ آقرینش را بقالپ وجود انسان تکمیل داد- و مرکز دایرهآ هستی را بتکن و استقرار بشر که مصدر خیر وشراست زیب و زینت بخشید - [o.2] و گم گشتگان بادیهآ ضلالت و هاویهآ غوایت4 را برهتمونی بادی شریعت و رابنمای طریقت ، اعنی ستید اتبیاء وسند رسل ، نوباوهآ چمن کاینات ، قهرست مجموعهٔ مکونات ، محرم خلوتخانهٔ قرب وکرامت ، خورشید آسمان تبوت وامامت، اما بعد بر ضمایر ارباب بصایر که مقتبس9 از انوارفراست و منجلی از اشعهآ حکمت و درایت9 است ، مخفی ومحجوب نخوابد بود که درین عالم تاسوت که مرآت عالم لاهوتست ، هیچ گوهری زیبا تر از سخن نیکو نیست - و بکیمیای سخن مس قلب را زر تمام عیار توان ساخت - بتخصیص سخنی که مبنی باشد بر مسایل حکمت و مشتمل بر میاسن [32 .5]] نصیحت -