Memoir of Humāyūn and Akbar (Bāyazīd Bayāt) 5.337
Tadhkira-yi Humāyūn u Akbar 5.337
- Language
- Persian
5.337
و التماسات که مرزا کامران کرده بود بعرض رساندند - هیچ یک بدرجه قبول نیفتاد - و خواجها برگشته بملازمت مرزا کامران رفتند - و لشکرها از هردو طرف معطل بود که شاند صلح شود - و حضرت بدولت نشسته بودند و انتظار جواب خواجها می بردند - بار دیگر که خواجها بملازمت حضرت مشرف شدند و حکم که حضرت بمرزا کرده بودند بخود قرار نداده و التماس که مجد دا مرزا کامران بموده حضرت قبول نفرمودند - و قرار یافت که این مرتبه خواجها بروند اگر مرزا حکم قبول نکند دیگر نیایند - آخرالامر چون بحضرت رسید که آنچه حضرت بخواجها فرموده بودند مرزا قبول نکردند - حضرت بدولت سوار شده متوجه لشکر مرزا شدند - چون لشکر مرزا از صلح مایوس گشتند همان زمان فوج فوج متوجه با بوس حضرت شدند- از ماز عصر تا ماز شام - غیر از بلبل آفتاوچی ازین پنجهزار کس که مرزا داشتند هیچکس همراهی نکرد - و چون شام شد مرزا فرار را غنیمت شمرده بارک کابل درآمده مرزا ابراهم ولد خود را همراه گرفته از راه بینی حصار متوجه غزنین شد - و ازان جا به بکر رفتند - چون خبر بحضرت رسید بابوس را طلده حکم فرمودند که تو در شهر برو و منادی کن که سپاهی وغیره دست انداز نکنند - و این فتح در دهم رمضان آخر سنه (1) 922 واقع شد - و ماز خفتن بود که