Akhbar al-akhyar 219
Akhbār al-akhyār 219
- Language
- Persian
219
مرا اخلاق حمیده و اوصاف گزیده و کمال بزرگی و غایت لطافت یاد آمد. چنانکه درگرفت چون بدین حرف رسید، چشم پرآب کرد. فرمود: بعده بسی برنیامد که به رحمت حق پیوستند. نقل است که3 شخصی در مجلس او تقریر کرد که در فلان موضع یاران شما جمعیتی کردهاند4 و مزامیر در میان است. فرمود: من منع کردهام که مزامیر و محرمات در میان نباشد. نیکو نکردهاند، در این باب بسیار غلو کرده فرمود: شیخ اوحدالدین کرمانی بر شیخ شهابالدین آمد. شیخ مصلای خود پیچیده در زیر زانو نهاد و این معنی پیش مشایخ غایت تعظیم باشد. چون شب درآمد، شیخ اوحدالدین سماع طلبید. شیخ شهابالدین قوالان را طلبید ومقام سماع مرتب5 کرد و خود به گوشهای رفت و به طاعت و ذکر مشغول شد. محرر سطورگوید: عفا الله عنه، این منافاة با آنچه در نفحات الانس آورده که اگر ذکر شیخ اوحدالدین کرمانی نزد شیخ شهابالدین میکردند، میفرمود: نام آن مبتدع پیش من نبرید. شیخ رکنالدین علاءالدوله می فرماید که این خبر صحیح است اگر اوقات مختلف باشد. والله اعلم.6