Akhbar al-akhyar 272
Akhbār al-akhyār 272
- Language
- Persian
272
در سیرالاولیا می نویسد که سلطان المشایخ فرمود: وقتی درهانسی رسیدم، در آن ایام شیخ فریدالدین - قدس سره - را روزهآ داودی بود. روز افطار خود شیخ علی را مهمان داشت. در اثنای7 آنکه هر دو بزرگ هم لقمه شدند8 به خاطر شیخ علی گذشت: چه نیکو بودی که شیخ فریدالدین را صوم دوام بودی؟ شیخ فرید آن را به اشراق باطن دریافت. بر فور دست از طعام برداشت.9 وطن شیخ علی کرد در خطهآ میرتها بوده2 و مدفن او نیز همان جاست، رحمة الله تعالی علیه. ذکر او را3 قاضی منهاج در طبقات ناصری به رنگی دیگر آورده است4 که از آنجا نقیض5 حال و تشنیع6 مذهب او7لازم آید، اما در فوایدالفواد مذکور است که8 شیخ نظامالدین اولیا - قدس سره - فرموده است که بعضی از9 علما در باب او چیزی گفتهاند، اما وی از آب آسمان پاکیزهتر بود. با علمای شهر تعصبی تمام داشت. به سبب آنکه ایشان را آلودهآ دنیا دیدی. او را سخنی گیرا بود، اما دست به کسی نداد. هر چه گفتی به قوت علم گفتی و قوت مجاهده. او را غلامی بود نداف. هرروز یک درم مولانا را بدادی، وجه معاش او همان بود. وقتی سلطان رضیه بر او زری فرستاده بود، چوبی به دست داشت آن10 چوب وی را میزد و میگفت: این چیست؟ از پیش من ببرید. و چون به مکه رفت، مردی از این دیار آنجا رسید. دو من برنج11 به خدمت وی برد. او بستد و دعاکرد. آن مرد در دل گذرانید که این12 همان بزرگ است که در دهلی آن قدر زررد کرد. این ساعت این قدر برنج قبول میکند.