Pramāṇa · Search · About · API

Akhbar al-akhyar 273

Akhbār al-akhyār 273

Language
Persian

273

مولانا نور ترک گفت: ای خواجه! تو مکه را به دهلی قیاس مکن. نیز آن روزجوان بودم، آن قوت و حدت کجا مانده است؟ این ساعت پیرشدم و حبوب13 اینجاکم است. فرمود که از شیخ فریدالدین شنیدم که من تذکیر او شنیده بودم. چون در هانسی رسیدم1 و تذکیر آغاز کرد، من رفتم تا تذکیر او بشنوم. من جامهآ ریمگین2 پوشیده بودم و پاره، و هیچ وقتی میان ما ملاقات نبود. همین که در مسجد درآمدم3 و نظر او بر من افتاد، آغاز کرد کهای مسلمانان!4 صراف سخن رسید. بعد5 از آن مداحی آغاز کرد که هیچ پادشاهی را نکنند، رحمة الله تعالی علیه رحمة واسعة.