Pramāṇa · Search · About · API

Akhbar al-akhyar 299

Akhbār al-akhyār 299

Language
Persian

299

مسلمانان مسلمانان مسلمانی مسلمانی از این آیین بیدینان پشیمانی میفرمود: غم ایمان باید خورد و در پی کرامت نباید1 بود. نیز می فرمود که2 حیرانم که خلق بیمشاهده چگونه میزیند؟ نقل است از امیر سید محمد گیسودراز که فرمود: یک بار در زمان حیات خواجهآ ما در دهلی امساک باران شد. خواجه برای استسقا بیرون آمد. تضرع3 و زاری و نماز و دعایی که از سلف مروی است، همه کردند. هیچ راه در وی پیدا نبود تا آنکه بازگشتند. آن روز پای بوس بندگی خواجه کردم. فرمودند: تو آنجا نبودی؟ عرضه داشتم صدقهآ خواجه بودم. گفتند: دیدی که امروز ما را چنین و چنان میگویند و خلق بر ما می پناهند. دنبال ما میگیرند،4 هرچه کردیم، هیچ ما را به چیزی نخرید. آخرالامر چه کنیم؟5 خجل شدیم و بازگشتیم. نیز فرمود که بندگی خواجه میفرمودند6 که من کودک بودم و در مسجد پیش معلم قرآن میخواندم. در مسجد درخت آزاد بود، زاغی آمد و بر آن نشست. هرچه آن زاغ به آواز خود میگفت، من فهم میکردم.7