Akhbar al-akhyar 302
Akhbār al-akhyār 302
- Language
- Persian
302
بعده5 فرمود که اصل در این کار محافظت نفس است. در حالت مراقبه میباید6 که صوفی نفس را7 نگاه دارد تا باطن او جمع گردد. چون نفس گذاشت باطن پریشان گردد. فرمود: صوفی آن است که نفس او شمرده باشد. المنتهی صاحب نفس یک معنی همین است و جوگیان سرآمده که ایشان را سده8 همی گویند، ایشان انفاس شمرده میزنند، بعده نفسی سرد از سینهآ مبارک برآورد. فرمود مثل ما و شما به که ماند؟ بدان درویش گرسنه که پیش دوکان طباخ بگذرد و نعمتی پخته میبیند و بوی خوش می آید. بایستد و بگوید که تو داری باری بخور. اکنون من باری فرصت مشغولی و خلوت ندارم، همه روز با خلق میباید بود. بلکه قیلوله نیز میسر نمیشود، بارها میخواهم که قیلوله بکنم، بر میکنند9 که آینده آمده است، برخیزید10. اکنون شما که فرصت دارید، چرا مشغول نمیشوید؟ فرمود: اگر شب چیزی توانم کرد، خواندنی یا گذاردنی، اما روز اصلا مقدور11 نیست. فاما نومید نیم، این سخن شکسته وارا فرمود. بگریست و این بیت خواند: