Akhbar al-akhyar 306
Akhbār al-akhyār 306
- Language
- Persian
306
و در مرثیهآ شیخ نصیرالدین محمود گفته است:23 ز دور محنت این نه سپهر زنگاری کدام دل که نه خون گشت از جگر خواری کجا به جام طرب مجلسی بناکردند که از سپهر نبارید24 سنگ قهاری وفا ز عالم فانی مجو که مشهورند فلک به خیره کشی اختران به غداری خزینهای است سپهر از نفوس انسانی دفینهای است زمین از بتان فرخاری تو ای عزیز که در ملک و مال مغروری مباش ایمن اگر عاقلی و هشیاری25 چه دانی آنکه در اوراق کارخانهآ غیب قضا چه نقش برآرد زکلک26 جباری زمانه صلح کند با دل تو یا خصمی فلک به دشمنی آید به پیش یا یاری27 چو28 وقت آن برسد هیچ کس نگیرد دست نه ملک نی29 ملکی نی سپاه سالاری بقابقای خدای است و30 ملک ملک خدای31 که نیست قایم و دایم کسی بجز32 باری ز دست چرخ23 ندانم کجا کنم فریاد که برگذشت به ما جور او ز بسیاری جهان به ماتم خواجه نصیر دین محمود هزارگونه فغان کرد نوحه و زاری بقیهآ سلف و34 یادگار اهل کرم که کرد ختم خلافت به ملک دینداری مهیمنا ملکا منعما خداوندا به حق نعمت قرآن و دولت35 قاری به رحمت تو که عام است در جهانبانی به عزت تو که خاص است در جهانداری که روح اعظم آن شیخ پیشوای کرم که مقتدای جهان بوده است ز اخباری36 ندیم قربت خود کن غریق رحمت خویش مجاور رسل و انبیا ز مختاری بساط صحن ده از حلههای فردوسیغلاف