Akhbar al-akhyar 305
Akhbār al-akhyār 305
- Language
- Persian
305
خورشید خواند سورهآ والنجم اذا 10 هوی شمع فلک زبانه فرو برد اندر آب دور زمین نشانه برآورد برسما گفتی مگر که یوسف خورشید شد به چاه کز تیرگی چو دیدهآ یعقوب شد هوا بادی برآمد از لب دریا که دامنش11 گرد سیاه سرمه همی ریخت بر فضا چون ساعتی دو12 از شب دیجور برگذشت بنشست باد و ابر13 درآمد به انجلا یک یک ستاره بر سر گردون فروغ داد چون در بهشت طلعت تابان اتقیا فراش صنع از ید قدرت برآورد14 قندیلهای نور برین نیلگون قبا15 میجست نرم نرم نسیم از کنار باغ گویی پیام دوست همین16 داد در خفا17 گرکیمیای دولت جاویدت آرزوست یاگلشن بهشت از این شاخ بینما جسمت خسی نگر نفس18 خواجه نوبهار19 جانت مسی شمر20 نظر شیخ21 کیمیا بر دست او اگر نتوانی نهاد دست باری بدار این سر خاکی به زیر پا والا نصیر ملت دین و دول که هست نعم النصیر از پس یزدان برد سزا22